هیرکانی؛ جنگل باستانی شمال ایران همچنان در آتش می‌سوزد

یکی از تلخ‌ترین واقعیت‌ها در ایران، چرخه تکراری حساسیت عمومی مقطعی نسبت به حوادث است. هرگاه فاجعه‌ای رخ می‌دهد، مردم حساسیت نشان می‌دهند، اما پس از فروکش کردن آتش و دود، مسئله تجهیزات، آموزش و آمادگی به فراموشی سپرده می‌شود. مسئولان نیز که می‌دانند این بحران‌ها «دستاورد سیاسی» برایشان ندارد، هیچ اقدام زیربنایی برای جلوگیری از تکرار آن انجام نمی‌دهند.

ادامه حریق در هیرکانی؛ جنگل باستانی شمال ایران همچنان در آتش می‌سوزد

گزارش‌ها از شمال ایران حاکی است که آتش‌سوزی در بخش‌هایی از جنگل‌های هیرکانی در استان مازندران پس از سه هفته ادامه دارد و درخت‌های این منطقه همچنان طعمه حریق می‌شوند.
آتش‌سوزی اصلی در روزهای اخیر در عرصه‌های جنگلی روستای «الیت» در بخش مرزن‌آباد چالوس رخ داده است که منطقه‌ای مرتفع و صعب‌العبور در دل جنگل‌های هیرکانی محسوب می‌شود.
به گزارش یورونیوز، کارشناسان می‌گویند که این حریق در دو مرحله رخ داده است؛ مرحله‌ نخست حدود ۱۰ آبان شروع شده و پس از چند روز تلاش نیروهای امدادی مهار شده، اما مرحله دوم از اوایل هفته‌ جاری از سر گرفته شده و اکنون شش روز است که ادامه دارد.
یونس رستمی، استاندار مازندران به خبرگزاری ایرنا گفته است که برای مهار آتش گسترده‌ترین عملیات هوایی سال‌های اخیر در جنگل‌های چالوس در حال انجام است.
به گفته وی این عملیات شامل به‌کارگیری هواپیمای ایلوشن و چند فروند بالگرد برای آب‌پاشی روی کانون‌های فعال حریق می‌شود، با وجود این به‌دلیل شیب تند، پوشش انبوه جنگل و وزش باد، بخش‌هایی از آتش همچنان شعله‌ور است.
محسن مرادی، فرمانده یگان حفاظت اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری غرب مازندران گفت: «از همان روزهای نخست وقوع آتش سوزی در جنگل الیت چالوس، از تهران درخواست بالگرد شد اما با توجه به گسترده نبودن سطح آتش سوزی، بالگردی به منطقه اعزام نشد.»
گزارش شده است که در پی این آتش‌سوزی نزدیک به ۳۰۰ نفر از محیط‌بانان، هلال‌احمر، نیروهای مردمی و «همیاران طبیعت» با حداقل امکانات ساعت‌ها پیاده‌روی می‌کنند تا به محل حریق برسند.
همزمان خبر مصدوم شدن دست‌کم ۲۰ همیار طبیعت در جریان مهار آتش در این منطقه منتشر شده است. مصدومیت‌هایی که عمدتا ناشی از سقوط، دودگرفتگی و خستگی مفرط در شرایط سخت کوهستانی گزارش شده است.
تصاویر منتشره شعله‌ها را در شب نشان می‌دهند که سینه کوه را روشن کرده و ستون‌های دود غلیظ از دل جنگل‌های انبوه به هوا برخاسته است.
کارشناسان می‌گویند آتش تنها کف جنگل را نسوزانده، بلکه بخش‌هایی وسیع از ارتفاعات و تاج درختان هم درگیر شده که این به معنی آسیب عمیق‌تر به اکوسیستم هیرکانی است.
مهرداد خزائی‌پول، مدیر منابع طبیعی منطقه نوشهر استان مازندران، علت اصلی آتش‌سوزی را انسانی معرفی کرده است.
وی گفت: «احتمال دارد شکارچیان، افراد متخلف یا حفاران غیرمجاز در ایجاد آن نقش داشته باشند. هنوز عامل دقیق شناسایی نشده، اما روشن است که آتش‌سوزی به‌طور طبیعی رخ نداده است.»
وی همچنین هشدار داده که در روزهای آینده بارندگی قابل توجهی در منطقه پیش‌بینی نشده است. موضوعی که خطر گسترش مجدد آتش را بالا می‌برد.

جنگل‌های هیرکانی کجا هستند و چرا مهم‌اند؟
جنگل‌های هیرکانی (یا جنگل‌های هیرکانی خزری) نوار سبزی هستند که حدود ۸۵۰ تا ۱۰۰۰ کیلومتر در امتداد سواحل جنوبی دریای خزر، از گلستان تا گیلان و اردبیل و بخشی از شمال خراسان امتداد دارند.
این جنگل‌ها در ایران و جمهوری آذربایجان گسترده شده‌اند و به‌عنوان «جنگل‌های پهن‌برگ باستانی» شناخته می‌شوند که قدمتشان به ۲۵ تا ۵۰ میلیون سال قبل می‌رسد؛ زمانی که این نوع جنگل‌ها بخش بزرگی از ناحیه‌ی معتدل شمالی زمین را پوشانده بودند.
یونسکو در سال ۲۰۱۹ بخش‌هایی از جنگل‌های هیرکانی در ایران را با مساحت حدود ۱۲۹هزار هکتار به‌عنوان میراث طبیعی جهان ثبت کرد.
در پرونده ثبت این جنگل‌ها به «تنوع فلورستیک بی‌نظیر» جنگل هیرکانی اشاره شده است. بیش از ۳۲۰۰ گونه گیاهی، حدود ۱۸۰ گونه پرنده و ده‌ها گونه پستاندار، از جمله پلنگ ایرانی، خرس قهوه‌ای و گربه وحشی در این اکوسیستم زیست می‌کنند.
به گفته کارشناسان، این جنگل‌ها مانند یک «موزه طبیعی زنده» هستند. بازمانده‌ای از جنگل‌های دوران سوم زمین‌شناسی که از عصر یخبندان جان سالم به‌در برده‌اند و امروز در برابر فشارهای انسانی مثل تغییر کاربری، جاده‌کشی، بهره‌برداری بی‌رویه از چوب و اکنون آتش‌سوزی‌های مکرر شکننده شده‌اند.

تراژدی الیت؛ میراث ۳۰ میلیون‌ساله هیرکانی در شعله‌های تعلل می‌سوزد

از انکار تجهیزات تا درخواست کمک خارجی؛ مقصر اصلی آتش‌سوزی‌های غرب مازندران نه طبیعت که بوروکراسی و بی‌عملی است. در حالی که دود آسمان جنگل‌های هیرکانی را فرا گرفته است و سرخی آتش زبانه می کشد، ارتفاعات الیت در مازندران با چشم غیرمسلح قابلیت دیدن ندارند و این بخش از جنگل‌های هیرکانی نفس‌های آخر را می‌کشد. در میان این حرارت بی پایان، زنی محلی با غمی که در چهره‌ش موج میزند، می‌گوید: «جنگل بکر ما از بین رفت.» این تصویر، چکیده تراژدی است که اکنون بیش از دو هفته است قلب جنگل‌های باستانی هیرکانی در غرب مازندران را نشانه رفته است؛ آتش‌سوزی‌هایی که نه بی‌سابقه، بلکه نتیجه قطعی بی‌تدبیری و تعلل مزمن در مدیریت بحران‌های طبیعی و غیرطبیعی کشور به شمار می‌آیند.
به گزارش هموطن آتش در عرصه‌های جنگلی روستای صعب‌العبور «الیت» در بخش مرزن‌آباد چالوس، نه یک حادثه ساده که یک فاجعه مدیریتی است که بار دیگر ضعف‌های ساختاری ایران در مواجهه با بلایا را آشکار ساخت. در حالی که مقامات محلی در ابتدا تلاش کردند ابعاد فاجعه را کوچک جلوه دهند و حتی از اعزام بالگرد سر باز زدند، سرانجام وسعت حریق چنان گسترده شد که دولت ناچار به پذیرش شکست داخلی و درخواست کمک خارجی شد؛ اعترافی تلخ که نشان می‌دهد «سوپرایز» شدن مسئولان در برابر حوادث، تبدیل به یک رویه معمول شده است.
بر اساس داده‌های نقشه‌های ماهواره‌ای ناسا و گزارش‌های میدانی، آتش‌سوزی الیت در دو مرحله اصلی رخ داده است. مرحله نخست در حدود ۱۰ آبان آغاز شد و پس از چند روز مهار شده است. اما مرحله دوم، از ۲۴ آبان، با وسعتی به مراتب گسترده‌تر از سر گرفته شد و اکنون برای شش روز متوالی، مهار آن به دلیل شیب تند، پوشش انبوه لاش‌برگ‌ها و صعب‌العبور بودن منطقه، به چالشی طاقت‌فرسا تبدیل شده است.
مقامات منابع طبیعی منطقه، همچون مهرداد خزائی‌پول مدیر منابع طبیعی استان مازندران، ادعا می‌کنند که مساحت درگیر حریق تنها حدود هفت هکتار و به صورت لکه‌ای است و درختان سرپا آسیب جدی ندیده‌اند. اما تصاویر و گزارش‌های مردمی این ادعا را به شدت زیر سؤال می‌برند. کارشناسان محیط زیست تأکید دارند که آتش نه تنها کف جنگل، بلکه بخش‌هایی وسیع از ارتفاعات و تاج درختان را نیز درگیر کرده است؛ آسیبی عمیق به اکوسیستم هیرکانی که قدمت آن به میلیون‌ها سال می‌رسد.
در مورد علت اصلی آتش‌سوزی، تمامی شواهد و اظهارات رسمی بر عامل «انسانی» دلالت دارند. مدیرمنابع طبیعی منطقه نوشهر اعلام کرد که حریق به طور طبیعی رخ نداده و احتمالاً «شکارچیان، افراد متخلف یا حفاران غیرمجاز» در ایجاد آن نقش داشته‌اند. محمد درویش، فعال محیط زیست،نیز ضمن تأکید بر نقش خشکسالی و گرمای بی‌سابقه پاییزی، انگشت اتهام را به سوی سهل‌انگاری گله‌داران و گردشگران نشانه می‌رود.
اما اگرچه عامل اولیه آتش‌سوزی انسانی است، مقصر اصلی در گسترش و تبدیل آن به یک بحران ملی، سیستم مدیریتی کشور است. این بحران نتیجه مستقیم سه دهه بی‌توجهی به تأمین تجهیزات تخصصی و آموزش نیروی انسانی است. اولین اشتباه، تعلل در اعزام تجهیزات است که محسن مرادی، فرمانده یگان حفاظت منابع طبیعی غرب مازندران، می گوید:« از همان روزهای نخست درخواست بالگرد شده بود، اما به دلیل «گسترده نبودن سطح آتش‌سوزی» بالگردی اعزام نشد.» این تصمیم، که بر اساس برآوردهای اولیه غلط گرفته شد، فرصت طلایی مهار حریق در مراحل ابتدایی را از بین برد.
فقدان نیروهای تخصصی و تجهیزات مدرن از دیگر بلایی است که طبیعت ایران را در خطر انداخته است. گزارش‌ها نشان می‌دهد که ایران فاقد تجهیزات تخصصی مدرن اطفاء حریق هوایی است. هلیکوپترهای موجود (نظامی یا هلال احمر) صرفاً برای جابه‌جایی نیرو استفاده می‌شوند و نه آب‌پاشی تخصصی. بار اطفاء حریق عمدتاً بر دوش داوطلبان و «همیاران طبیعت» است که با دست‌های خالی و بدون تجهیزات کافی به دل آتش می‌زنند. مصدومیت دست‌کم ۴ نفر از این نیروهای امدادرسانی، که عمدتاً ناشی از سقوط، دودگرفتگی و خستگی مفرط بوده، گواهی بر این مدعاست.
بوروکراسی فلج‌کننده از دیگر عوامل ضعف مدیریت بحران در ایران است. مرکز پژوهش‌های مجلس نیز پیشتر تأکید کرده بود که بوروکراسی شدید و عدم هماهنگی میان ارگان‌ها (هلال احمر، استانداری،نیروهای نظامی) باعث تأخیر در اعلام وضعیت بحرانی و ورود نیروهای کمکی می‌شود. این تعلل، نشان می‌دهد که در ایران، جان جنگل و محیط زیست قربانی کاغذبازی‌های اداری می‌شود.
یکی از تلخ‌ترین واقعیت‌ها در ایران، چرخه تکراری حساسیت عمومی مقطعی نسبت به حوادث است. هرگاه فاجعه‌ای رخ می‌دهد، مردم حساسیت نشان می‌دهند، اما پس از فروکش کردن آتش و دود، مسئله تجهیزات، آموزش و آمادگی به فراموشی سپرده می‌شود. مسئولان نیز که می‌دانند این بحران‌ها «دستاورد سیاسی» برایشان ندارد، هیچ اقدام زیربنایی برای جلوگیری از تکرار آن انجام نمی‌دهند.
در حالی که متخصصان تأکید دارند مهار آتش در جنگل‌های متراکم هیرکانی نیازمند تکنولوژی پیشرفته و نیروهای آموزش‌دیده است، همچنان شاهدیم که مدیران در بحران‌ها دست‌پاچه شده و تنها راهکار مؤثر را بارش باران می‌دانند. این رویکرد، که متکی بر شانس و طبیعت است تا مدیریت علمی، نشان از عدم پذیرش مسئولیت در قبال حفظ میراث طبیعی کشور دارد.
شاید واضح‌ترین نشانه از عمق بحران، توئیت معاون اجرایی رئیس جمهور در جمعه شب بود که نوشت: «آتش در الیتِ چالوس مهار نمی‌شود. بدلیل ناکامی تجهیزات داخلی کمک خارجی درخواست کرده‌ایم.» این درخواست، پرده از پارادوکسی بزرگ در سیاست خارجی ایران برداشت. ایران همواره در حوادث طبیعی و غیرطبیعی، پیشگام اعلام آمادگی برای کمک‌رسانی به کشورهای دیگر بوده است. اما در شرایطی که اکنون خود نیازمند یاری است، شاهد سکوت معنادار کشورهایی هستیم که در منطقه با ایران همراهی نزدیکی دارند؛ نه روسیه و نه سایر یاران منطقه‌ای، اقدام خاصی برای کمک به اطفاء حریق انجام نداده‌اند.
در مقابل، این بار نیز مانند حادثه سقوط بالگرد رئیس جمهور پیشین، کشور ترکیه بود که درخواست کمک ایران را پذیرفته است. قبل از این فاجعه شدیدتر شود نیز فعالان محیط زیست درخواست کرده بودند که ایران باید از تجربه و تجهیزات هوایی ترکیه و حتی جمهوری آذربایجان استفاده کند. این وضعیت، نه تنها نشان‌دهنده ضعف تجهیزاتی ایران است، بلکه بیانگر این واقعیت است که در بزنگاه‌های بحرانی، روابط سیاسی نمی‌تواند جایگزین توانمندی‌های فنی و لجستیکی شود.
با وجود اعزام هواپیمای ایلوشین و چند بالگرد در روزهای اخیر، مدیر منابع طبیعی مازندران – منطقه نوشهر تأکید کرده است که تا ده روز آینده بارندگی قابل توجهی در منطقه پیش‌بینی نمی‌شودو ۹۰ درصد خاموشی آتش در هیرکانی منوط به نخستین بارندگی بزرگ است. این یعنی جنگل‌های باستانی هیرکانی، که میراث جهانی یونسکو هستند، همچنان در معرض تهدید جدی قرار دارند. جوانان محلی با دست‌های خالی و جان خود در حال مبارزه با لهیب آتشی هستند که ریشه در سهل‌انگاری‌های سالیان دراز دارد. تراژدی الیت بار دیگر این پرسش حیاتی را مطرح می‌کند؛ تا کی باید منتظر بمانیم که طبیعت به کمک ما بیاید و ضعف‌های مدیریتی ما را بپوشاند؟ و تا کی قرار است درس‌های تلخ هر حادثه، به محض خاموش شدن شعله‌ها، به فراموشی سپرده شوند؟
عیسی کلانتری رئیس پیشین سازمان حفاظت محیط زیست در گفت‌و‌گو با رویداد۲۴؛
حتی ۵۰ هواپیما هم آتش جنگل‌های هیرکانی را نمی‌خواباند؛ خسارت توسعه شهری بیش از آتش است

منبع : اخبار روز