سرسخن : شکست مذاکرات و پیامدهای تداوم و تشدید جنگ ویرانگر

عملی شدن تهدیدات متقابل آمریکا و ایران، همان آتش بس شکننده دو هفته‌ای که هنوز حدود یک هفته از آن باقی است، عملاً بر هم خواهد خورد و آتش جنگ در ایران، در خلیج فارس و دریای عمان و در سطح منطقه، دگرباره شعله ور خواهد شد. این نیز کاملاً روشن است که محاصره دریایی بنادر ایران، اقتصاد کشور را که پیش از جنگ اخیر نیز به واسطه حاکمیت اسلامی و فساد و چپاولگری حکومتگران و همچنین تحریم‌های اقتصادی بین‌المللی، زمین‌گیر شده بود، به شدت فلج خواهد کرد و عواقب فاجعه بار آن گریبانگیر توده‌های مردم ایران خواهد بود که در منگنه جنگ خارجی و سر کوب داخلی گرفتار شده‌اند.

سرسخن :

شکست مذاکرات و پیامدهای تداوم و تشدید جنگ ویرانگر

در پی اعلام آتش‌بسی موقت در جنگ چهل روزه آمریکا و اسرائیل با ایران، در ١٩ فروردین، نخستین دور مذاکرات میان آمریکا و ایران، با میانجیگری پاکستان، در ٢٢ فروردین در اسلام آباد برگزار شد. هر چند که ترکیب پرشمار هیات‌های نمایندگی طرفین و حضور کارشناسان رشته‌های مختلف در بین آنها، سطح بالای روسای هیات‌ها، و فراتر از اینها با گفتگوی مستقیم میان نمایندگان ایران و آمریکا، در آغاز، امیدواری‌هایی را نسبت به حصول توافق دامن زده بود ولی چندان هم روشن نبود که این مذاکرات، تلاشی واقعی برای آتش‌بس پایدار و پایان جنگ است و یا مانوری انحرافی از یک یا هر دو سو به منظور خریدن زمان برای باز آرایی نیروها و امکانات نظامی در جهت استمرار و تشدید مخاصمات. در هر حال، اعلام شکست گفتگوها و تحولات سریع بعدی، گویای آنست که این اولین دور، به احتمال زیاد آخرین دور آنها نیز بوده است، اگر چه هر دو طرف، رسما، بسته شدن کامل دریچه دیپلماسی را اعلام نکرده‌اند ودولت پاکستان هم خواستار ادامه میانجیگری است. برخی از خبرگزاری‌های بین‌المللی، به نقل از مقام‌های آمریکایی اعلام کرده اند که، واشنگتن و تهران همچنان خواهان ادامه مسیر مذاکره‌اند و احتمال دارد دور بعدی گفت‌وگوها پیش از پایان مهلت آتش‌بس صورت گیرد.
‌دلایل عمده شکست این مذاکرات نیز کاملاً آشکار نیست، چنانکه خود آتش‌بسی هم که راهگشای آن مذاکرات بوده، بارها مورد نقض و مناقشه بین طرف‌ها بوده و دولت اسرائیل هم از شمول آن به لبنان سر باز زده و به حملات خود علیه این کشور ادامه داده است. مطابق معمول، دولت آمریکا و رژیم اسلامی ضمن تاکید بر «حسن‌نیت خویش»، «تقصیر» شکست گفتگوها را به گردن طرف مقابل می‌اندازند: دولت ترامپ مسئله عمده مورد اختلاف را «سلاح هسته‌ای» عنوان می‌کند. معاون وی و رئیس هیات نمایندگی آمریکا می‌گوید: ما [آمریکا] نیازمند یک تعهد صریح و مثبت هستیم که آنها [ رژیم ایران] به دنبال سلاح هسته‌ای نخواهند بود و به دنبال ابزارهایی که دستیابی سریع به آن را ممکن می‌کند نیز نخواهند رفت». جمهوری اسلامی، «زیاده‌خواهی غیر منطقی» آمریکا را مانع رسیدن به توافق قلمداد کرده و رئیس مجلس آن و رئیس هیات نمایندگی رژیم در این مذاکرات، ضمن اشاره به «ابتکارهای» مطرح شده از جانب این هیات، نتیجه می‌گیرد که «آمریکایی‌ها نتوانستند اعتماد ایران را جلب کنند». بر پایه داده های موجود از موضوعات گفتگوها، علاوه بر مسائل اتمی، شامل مسئله غنی‌سازی یا عدم غنی‌سازی اورانیوم در خاک ایران و مسئله ٤٤٠ کیلو ذخائر اورانیوم غنی شده ٦٠ صدی در ایران ، برنامه‌های موشکی رژیم و حمایت آن از گروه های نیابتی در کشورهای منطقه، همچنین برداشته شدن انواع تحریم‌های اقتصادی موجود، آزاد کردن دارایی های مسدود شده ایران در سایر کشورها از (که بین ١٠ تا ٢٧ میلیارد دلار برآورد می‌شود)،….. و گذشته از اینها، موضوع بازگشایی تنگه هرمز (که پیش از جنگ اخیر باز بوده و پس از آن زیر کنترل نظامی حکومت اسلامی قرار گرفته است) نیز مورد اختلاف طرفین بوده است. در این میان، رژیم اسرائیل نیز که در پی مقاصد توسعه‌طلبانه‌اش در منطقه، نه حاضر به قبول آتش‌بس کامل بوده و نه از مذاکره بین ایران و آمریکا خرسند است، مترصد شکست سریع‌تر این مذاکرات و پیگیری جنگ چهل روزه بوده و هست. بلا فاصله بعد از اعلام رسمی شکست گفتگوهای اسلام آباد از سوی دولت آمریکا، دونالد ترامپ طرح محاصره نظامی تنگه هرمز و بنادر ایران در خلیج فارس و دریای عمان را اعلام کرد گفتگوهای غیرمستقیم و مستقیم، تهدیدها و مجادلات چند هفته اخیر که ظاهراً در جهت تلاش برای باز کردن تنگه هرمز به روی نفتکش‌ها و کشتی‌های تجاری بوده، با این طرح عملاً به بستن تنگه هرمز منتهی می‌شود! طبق این طرح نه فقط تنگه هرمز زیر کنترل ارتش آمریکا قرار می‌گیرد بلکه «عبور و مرور کشتی‌ها از مبدا و یا به مقصد بنادر و مناطق ساحلی ایران هم» ممنوع می‌شود و از حرکت کشتی‌های سایر کشورها هم که «عوارض عبور» به ایران پرداخته‌اند، جلوگیری می‌شود. «فرماندهی قرارگاه مرکزی» نیروهای نظامی آمریکا در منطقه، آغاز محاصره دریایی ایران را، از بعد از ظهر دوشنبه ٢٤ فروردین، رسماً اعلام کرده است، هر چند که چگونگی اجرای عملی آن هنوز چندان مشخص نیست. حکومت اسلامی در واکنش به تهدیدات و اقدامات دولت آمریکا، ضمن اعلام تهدید «برخورد سخت با هر گونه تلاش برای عبور شناور نظامی آمریکا از تنگه هرمز»، عنوان کرده که در صورت محاصره نظامی بنادر ایران، «هیچ بندری در خلیج فارس در امان نخواهد بود».

تردیدی نیست که این تحول تازه در مناقشات طولانی مدت میان هیات حاکمه آمریکا و رژیم اسلامی حاکم بر ایران، تبعات بسیار سنگین و سهمگینی در ایران، در خاورمیانه و در سطح جهانی خواهد داشت و از همین رو موجب واکنش‌های گسترده از جانب دولت‌ها و در بازارهای جهانی شده است. سازمان ملل متحد، در بیانیه‌ای اعلام کرده است که تلاش از سوی هر کشوری برای کنترل آبراه بین‌المللی تنگه هرمز قابل قبول نخواهد بود.
پیش از هر چیز پیداست که عملی شدن تهدیدات متقابل آمریکا و ایران، همان آتش بس شکننده دو هفته‌ای که هنوز حدود یک هفته از آن باقی است، عملاً بر هم خواهد خورد و آتش جنگ در ایران، در خلیج فارس و دریای عمان و در سطح منطقه، دگرباره شعله ور خواهد شد. این نیز کاملاً روشن است که محاصره دریایی بنادر ایران، اقتصاد کشور را که پیش از جنگ اخیر نیز به واسطه حاکمیت اسلامی و فساد و چپاولگری حکومتگران و همچنین تحریم‌های اقتصادی بین‌المللی، زمین‌گیر شده بود، به شدت فلج خواهد کرد و عواقب فاجعه بار آن گریبانگیر توده‌های مردم ایران خواهد بود که در منگنه جنگ خارجی و سر کوب داخلی گرفتار شده‌اند.
جنگی که در ٩ اسفند ماه گذشته با تهاجم نظامی وسیع آمریکا و اسرائیل علیه ایران از سر گرفته شده در واقع ادامه تهاجمات این دو دولت در جنگ ١٢ روزه ، در خرداد سال گذشته و محصول روندی چهل و چند ساله در مناقشات این دو با حکومت اسلامی بوده است. امروزه مقاصد امپریالیستی و حتی مستعمراتی دولت ترامپ، نه فقط در خاورمیانه بلکه در سطح جهانی، و اهداف رژیم جنایتکار اسرائیل در راستای تحقق «اسرائیل بزرگ» هم نه تنها در مورد ایران بلکه در تمامی منطقه بر کمتر کسی پوشیده است. لکن سیاست‌های رژیم حاکم بر ایران طی دهه های گذشته، از «صدور انقلاب» گرفته تا تامین «عمق استراتژیک»، از ماجراجویی‌های اتمی گرفته تا دخالت‌گری آشکار در امور داخلی کشورهای منطقه، محمل و زمینه‌ساز جنگی گشته که اکنون دامن‌گیر سرزمین ما شده است. در این جنگ چهل روزه، این رژیم شدیداً تضعیف شده، اما بیشترین صدمات و خسارات بر سر مردمان ایران وارد آمده است: هزاران نفر جانباخته و ده‌ها هزار نفر زخمی از مردم بی‌گناه و بی پناه، که چه بسا از این حکومت ناراضی و متنفرند، به علاوه بیش از صد هزار واحد مسکونی تخریب شده و بمباران هزاران واحد خدماتی و تولیدی، از بیمارستان و مدرسه و دانشگاه گرفته تا پل‌ها، خطوط آهن ، پالایشگاه‌ها، نیروگاه‌ها، کارخانه‌های تولید دارو ، فولاد، پتروشیمی و…. این جنگ که عوارض تا کنونی آن، از کمبود و گرانی گرفته تا تعطیلی، اخراج و بیکاری، در هفته‌ها و ماه‌های آینده آشکارتر و ملموس‌تر خواهند شد، فعلاً فقر و محرومیت بی‌سابقه‌ای را بر اکثریت مردم ایران تحمیل کرده است.
اما به دنبال کشتار دهشتناک مردم معترض در جریان خیزش گسترده دی ماه گذشته توسط استبداد مذهبی حاکم، این حکومت شرایط جنگی را فرصت و مستمسک دیگری برای تداوم و تشدید سرکوبگری‌های خود یافته است. بازداشت‌ها، «جاسوس‌گیری‌»ها و اعدام‌ها به وسیله این رژیم جنایت‌پیشه، روال «عادی» روزانه پیدا کرده و مزدوران و جیره‌بگیران رژیم، در هراس از اعتراضات مردمی، میادین و خیابان‌های شهرهای بزرگ را قرق کرده‌اند. هم‌زمان با بکارگيری ماشین سرکوب و کشتار در داخل، با حملات پهپادی به اردوگاههای احزاب سياسی کردستان ايران در خاک اقليم کردستان عراق و بمبارانهای شديد، اين رژيم از نشان دادن چهره جنايتکارانه و ضد مردمی خود بيش از پيش ابائی ندارد. دشمنی و خصومت رژيم با جنبش در کردستان ايران و نيروهای سياسی آن که ريشه و جايگاه معينی در ميان مردم خود دارند حتی در برهه “مراودات دیپلماتیک در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی” و “آتش بس”، همچنان پابرجا بوده و اکنون با تهديد علنی سرکنسولگری حکومت اسلامی در اربيل، آشکارتر و عريان تر ادامه دارد که موجب جانباختن و زخمی شدن هموطنان مستقر در اين اردوگاهها شده و می شود. ارتباطات اینترنتی همچنان قطع است و حکومت می‌کوشد تا فضای تهدید ارعاب و خفقان را بر جامعه مستولی گرداند. آشکار است که ادامه و تشدید جنگ لزوماً به فروپاشی و سقوط رژیم در کوتاه مدت منجر نخواهد شد، اما مسلما به صدمات و ویرانی‌های افزون‌تر و شدت گرفتن سرکوب و اختناق و اعدام و کشتار خواهد انجامید.
ما ، همان طور که بارها اعلام کرده‌ایم، همراه با تداوم و گسترش مبارزه برای سرنگونی حکومت اسلامی، خواستار توقف فوری جنگ و برقراری صلح هستیم. در شرایط کنونی، برای جلوگیری از جنگ و کشتار و ویرانی بیشتر در ایران و در سطح منطقه، تنها گزینه ممکن توسل به راه حل دیپلماتیک و مذاکره است. طبعاً مذاکره الزاماً به معنای توافق و یا تسلیم نیست و شروط خاص خود را دار است. از نظر ما، مذاکرات برای پایان دادن به جنگ، باید شفاف و با در نظر گرفتن منافع و مصالح مردمان ایران باشد و هرگونه مذاکره‌ای برای تثبیت سرکوب و خفقان و نقض حقوق بشر و استقلال کشور محکوم است. ما مخالف هر گونه دخالت نظامی و آلترناتيوسازی از سوی قدرت‌های خارجی هستیم و تعیین تکلیف با حکومت اسلامی را حق منحصر به فرد مردم ایران می‌دانیم.