ديدگاه
نمیتوان گفت که برداشت لنین از دیکتاتوری پرولتاریا کامل است. نمیتوان گفت که روشی معقولتر یا مسالمتآمیزتر نمیتوانست جایگزین آن شود، چه رسد به آنکه آن را الگویی جهانشمول بدانیم. اما بدون درنظرگرفتن شرایط خاص روسیه و توسعهی تاریخی روسیه و کل بشریت، فهمیدن و ارزیابی اندیشهی لنین در این زمینه، از نظر روششناختی غیردقیق و غیرعلمی خواهد بود.
برگرفته از : ![]()
آن چینیان / ترجمهی: بهرام صفایی
چند پرسش دربارهی درک لنین از دیکتاتوری پرولتاریا
توضیح نقد: با این مقاله دومین بخش از پروژهی «دولت» به پایان میرسد که با بررسی دیدگاه لنین در دولت و انقلاب آغاز شده بود (مجموعاً ۶ مقاله). ما این پروژه را با بررسی دیدگاه گرامشی در دفترهای زندان ادامه خواهیم داد.
***
پژوهشگری روسی در ۲۰۱۰ گفت: «در تاریخ جهان بهسختی میتوان فرد دیگری نظیر لنین یافت که بسیاری او را ستوده و نقد کرده باشند، از او پیروی و به او خیانت کرده باشند، او را توجیه و نقد کرده باشند. و این فقط در روسیه نیست، بلکه در سراسر جهان چنین است. همیشه میخواهند او را فراموش کنند، اما او همیشه بازمیگردد. او همیشه جلوی چشم ماست. لنین همیشه حاضر و آماده است.»[۱] و این حقیقت دارد.
تاکنون ایدههای لنین را دربارهی دیکتاتوری پرولتاریا بیش از دیگر نظراتش مورد بحث قرار داده و مفسران بهطور کلی دیدگاهی منفی نسبت به آنها داشتهاند. با این حال این، ایدهها را باید دوباره بررسی کرد. در این جستار میکوشم آنها را در واکاوی هستهی دیکتاتوری پرولتاریا، شالودهی نظری آن، مولفههای آن در واقعیت و ارزیابی تاریخیاش بازبینی کنم. چهارمین جنبه، یعنی ارزیابی تاریخی، هم ابعاد عملی دیکتاتوری پرولتاریا را در برمیگیرد و هم ابعاد اخلاقی آن. اما از آنجا که نقدهای پیشین عمدتاً بر بعد اخلاقی متمرکز بودهاند، این جستار فقط به همین بُعد خواهد پرداخت.