ديدگاه
مشکل بزرگ در جامعه ایران ناآگاهی سیاسی است، سیاست همیشه از مردم گرفته شده است، انتخابات در جامعه ما بخصوص در دوران پهلوی تعیین کننده سرنوشت مردم نبوده است، چگونگی سیاست در جامعه ما یا توسط شاه با کمک خارجیها نوشته شده یا در جمهوری اسلامی با کمک دین به رهبری ولی فقیه ! مردم تا آنجا مهم بودند و هستند که نظام حاکم را تأیید و پشتیبانی کنند !
احسان دهکردی
جنگ سرد دوم, پوتین و ترامپ و نقش مردم ایران
بعد از جنگ جهانی اول، و تحولات سیاسی در روسیه بخصوص بعد از سقوط تزار روس، انگلیس در ایران موقعیت را مناسب خود می بیند که شرایط را به نفع خود پیش برد.
این کشور بعد از برگشت از شمال ایران قدرت دولتی و هدایت سیاست را به یاران خود می سپارد ! آنها تا مدتی پادشاهان قاجار را تحمل می کنند، ولی رفته رفته قدرت دولتی را با پادشاهی رضاخان بدست می گیرند.
سالها بود که انگلیس و روس استقلال حاکمیت پادشاه در ایران را برسمیت می شناختند، ومسئله ملی هنوز از بین نرفته بود، اما با برنامه ریزی حساب شده انگلیس ودست پرورده های او در ایران، استقلال سیاسی ایران بپایان رسید و خانواده پهلوی بنیان گذار سرسپردگی و وابستگی مستقیم ایران به انگلیس و آمریکا شدند !
بزرگترین خیانت آنها به جنبش ملی شدن صنعت نفت بود که با تلاشهای دکتر محمد مصدق آغاز شده بودو با همیاری محمد رضا پهلوی، انگلیس و آمریکا در کودتای۲۵ و ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ علیه دولت ملی به پایان رسید !
اگر بخواهیم وقایع جنگ سرد را در ایران دنبال کنیم، باید از جنگ جهانی دوم شروع کنیم، که با حضور نظامی سوسیالیسم روسی و انگلیس و آمریکا در جهان آغاز شد. در واقع شکست ارتش نازی در دوران استالین در روسیه ، پیروزی کشوری بود که تا آلمان پیش رفت، در آن دوران تمامی کشورهای اروپایی شکست سختی از هیتلر خورده بودند و کشورهای پشتیبان او چون ایتالیا و اطریش و ژاپن سقوط کرده بودند !
تنها کشوری که دور از اروپا بود، آمریکا بود که قدرتمندتر وارد جنگ با هیتلر شد !
بعد از پایان جنگ جهانی دوم و استقرار صلح در جهان جنگ سرد شروع شد ! سوسیالیسم لنینی با سرعت در کشورهای زیادی آغاز شد و ایدئولوژی م- ل تبدیل شد به اندیشه رهایی و “انقلاب” در بعضی کشورها در دنیا! چین بزرگترین قدرت جمعیتی و سرزمینی در آنزمان بود ! آغاز این ایدئولوژی و تلاش سرمایه داری جهانی برای گسترش قدرت خود، با کودتاها و کشمکشهای نظامی و سیاسی در قسمتهای گوناگون دنیا پیش رفت !
در ایران پادشاهی رضا خان با توجه به تمایلش به آلمان و هیتلر از سلطنت توسط متفقین پائین کشده شد و پسرش جای اورا گرفت ! وضعیت سیاسی محمد رضا در اختلافات با دکتر محمد مصدق تا کودتای ۱۳۳۲ را قبلن توضیح دادم، در ضمن منابع تا ریخی در این رابطه زیاد است !
تلاش مصدق برای استقرار استقلال در ایران به هدف نرسید و انگلیس و آمریکا به توافق رسیدند که شاه دوباره قدرت کامل را بدست گیرد !
برای شناخت بهتر وضعیت فعلی ایران باید از سقوط محمد رضا و آغاز حکومت اسلامی شروع کنیم ! البته بصورت کلی و خلاصه !
از روسیه شروع کنیم ! سوسیالیسم روسی بعد از گورباچوف سقوط کرد و با قدرت گیری پوتین وارد فازی شد که در واقع بدون ایدئولوژی لنینیستی ، موقعیت سیاسی خود را در منطقه و بخصوص کشورهای آسیایی تقویت کرد و پیش برد ! می دانیم که روسیه دوران استالین با تمام نیرو به تجهیزات نظامی مدرن دست یافته بود و در تمامی زمینه ها ، چه در هوا، چه در زمین و آبها یک قدرت نظامی قدرتمند بود ! اما مارکسیستها سالها بود که در روسیه سقوط کرده و امروز شرایط به گونه دیگری است .
سالهاست که پوتین تلاش کرده که کشورهای قدرتمند منطقه مثل ایران را تحت کنترل خود داشته باشد ! تا دنباله رو سیاستهای آمریکا در منطقه نباشند !
خمینی که با کمک سازمان اطلاعاتی آمریکا با سیاست گسترش مذهب در مقابله با توسعه به اصطلاح کمونیسم روسی در منطقه در ۴۷ سال پیش مورد حمایت آمریکا قرار گرفت و “ جمهوری اسلامی” تأسیس کرد، از آن روز تا امروز بخصوص با دشمنی با اسرائیل و بعضی کشورهای دنیا مثل آمریکا در وضعیت سیاسی خاصی است !
پوتین از این مواضع سیاسی جمهوری اسلامی دفاع می کند و پشتیبان آنهاست !
مواضع آمریکا در ضدیت با جمهوری اسلامی ! در رابطه با جنگ سرد به نفع آمریکا نیست !
در جنگ ۱۲ روزه اسرائیل علیه نیروهای نظامی و اطلاعاتی درون نظام به گونه ای عمل شد که روسیه احساس خطر نکند، ولی روسیه اعلام خطر به نیروهای اسرائیلی را صادر کرد !
دشمنی جمهوری اسلامی با آمریکا و اسرائیل از جمله اهدافی است که به نفع روسیه پوتین بوده است ! و پوتین از آن استقبال کرده است ! چون مرزهای شمالی ایران نزدیک به روسیه است ! ولی مسلم آغازگر درگیری مسلحانه نخواهد بود .
در دنیای جنگ سرد این پوتین است که اجازه گسترش قدرت در نزدیکی مرزهای خود را تحمل نخواهد کرد!
در واقع پشتیبانی جمهوری اسلامی از روسیه در جهت تقویت نظام است، چون تنها کشور قدرتمندی است که برای ماندگاری و حفظ نظام جمهوری اسلامی اهمیت دارد . در اختلافات درونی نظام همیشه دوری و نزدیکی با آمریکا و روسیه نقش مهمی در اعلام مواضع سیاسی ایفا کرده است، که تاکنون نزدیکان به روسیه جایگاه بهتری داشته اند ! اینکه این وضعیت روسیه تا چه زمان ادامه خواهد یافت، مسلم بستگی به قدرت سیاسی پوتین در روسیه دارد !
به نظر من تشدید جنگ و خشونت ارتباط مستقیمی به رفتار جمهوری اسلامی دارد، سالهاست که مردم از نظام فاصله گرفته اند و رژیم می داند که پایگاه مردمی ندارد، ولی ادامه این نظام چگونه پیش خواهد رفت !؟ جمهوری اسلامی ماندگاری خودرا در نزدیکی با روسیه و چین ارزیابی می کند !
اعتراضات اخیر در ایران پایان جمهوری اسلامی است، که تلاش می کند با تجهیزات نظامی با آن برخورد کند. به نظر من آنچه سرنوشت مردم را در آینده تعیین می کند، نقش آگاهی سیاسی در تعیین سرنوشتشان است ! نا آگاهی وسیله ای بوده که برای آنها آینده ناعادلانه و دیکتاتوری سیاسی به همراه داشته است .
۵۰ سال حاکمیت دیکتاتوری پهلویها با کمک انگلیس و آمریکا در ایران، نتیجه ای ناگاهی کردم در تصمیم گیریهای سیاسی بوده است ! همه ابزارهای آگاهی رسانی در ایران تحت کنترل دولت بود، نه آزادی تشکل سیاسی بود و نه آزادی مطبوعات و نوشته آزاد، همه چیز تحت کنترل سازمانهای اطلاعاتی بود ! سیاست را شاه تعریف می کرد(حزب رستاخیز) و زندگی مردم را او رقم می زد.
متأسفانه ایرانیان با توجه به ساختار اقتصادی کشورشان تابع دولت هستند، استقلال سیاسی و قدرت اقتصادی ندارند !
وابستگی، از شرایط دیرینه جامعه ماست و عدم استقلال سیاسی پایه شکل دهنده دولتهای متکی به دول خارجی بوده است.
پی آمد ناآگاهی سیاسی در جامعه ایرانی شکل گیری جمهوری اسلامی بود . نظامی که قدرت سیاسی و اقتصادی جامعه را با حمایت آمریکا بدست گرفت
و حتی نظامی ایدئولوژیک را تعیین کرد، اسلام سیاسی – ایدئولوژیک مهمترین و بزرگترین خطای مردم در آینده زندگی و سیاسیشان بود، یعنی تأیید حاکمیتی که مستبد تر از پهلوی بر ایران حاکم شد!
بر همین اساس است که نسل جوان ایران وقتی به گذشته نگاه می کنند، فیلمها ،خواننده های هنری و تفریحات گذشته پهلوی را با دوران حاکمیت مذهبی امروز مقایسه می کند، متوجه پس رفت جامعه و گسترش استبداد سیاسی – فرهنگی می شود .
مشکل بزرگ در جامعه ایران ناآگاهی سیاسی است، سیاست همیشه از مردم گرفته شده است، انتخابات در جامعه ما بخصوص در دوران پهلوی تعیین کننده سرنوشت مردم نبوده است، چگونگی سیاست در جامعه ما یا توسط شاه با کمک خارجیها نوشته شده یا در جمهوری اسلامی با کمک دین به رهبری ولی فقیه ! مردم تا آنجا مهم بودند و هستند که نظام حاکم را تأیید و پشتیبانی کنند !
مردم در ایران باید به این نتیجه دست یابند که سیاست را باید آنها تعیین کنند نه شاه و نه ولی فقیه و رهبر دیگری ، فقط خودشان !
اگر کشورهای جهانی بخصوص روسیه و چین برای حق مردم ایران در اداره کشور خود حقی قائل باشند، باید به یک همه پرسی با نظارت جهانی رضایت دهند و حل مسائل سیاسی را به خشونت و کشتار نرسانند !
به مردم ایران حق دهند که سرنوشتشان را تعیین کنند! هم سرنوشتی خوب چون پشتیبانی از دکتر محمد مصدق در تلاش برای ملی کردن صنعت نفت، و هم سرنوشت بد مثل پذیرش خمینی بعنوان رهبر مذهبی وحاکمیت جمهوری اسلامی !
16.01.2026