دلیل و هدف جنگ با ایران : ترامپ زیر فشار فزاینده انتقادها

رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا اعلام کرده ارتش انتظار تلفات بیشتری را دارد و تا روز دوشنبه، دست‌کم شش نظامی آمریکایی کشته شده‌اند و شماری دیگر زخمی شده‌اند؛ واقعیتی که جنگ را به نقطه‌ای حساس در سیاست داخلی آمریکا رسانده و بحث «اختیار جنگ» و نقش کنگره را دوباره به مرکز مناقشه کشانده است.

دلیل و هدف جنگ با ایران؟ ترامپ زیر فشار فزاینده انتقادها

در حالی‌که جنگ میان آمریکا و اسرائیل با ایران وارد روزهای تازه‌ای شده و دامنه درگیری به جبهه‌های بیشتری کشیده می‌شود، دونالد ترامپ دوشنبه ۲ مارس ۲۰۲۶ در برابر موج رو‌به‌افزایش انتقادها ایستاد؛ انتقادهایی که می‌گویند رئیس‌جمهور آمریکا نه ضرورت آغاز جنگ در این مقطع را روشن کرده و نه تصویر قابل اتکایی از «پایان بازی» ارائه داده است. این فشار فقط از سوی مخالفان دموکرات نیست؛ بخشی از پایگاه «آمریکا را دوباره عظمت ببخشیم» نیز با بالا رفتن تلفات، جهش قیمت انرژی و نشانه‌های طولانی شدن عملیات، از تصمیم کاخ سفید ناراضی شده‌اند.

آسوشیتدپرس در تفسیری می‌نویسد: ترامپ در اظهاراتی که عملاً احتمال گسترده‌تر شدن نقش نظامی آمریکا را باز گذاشت، گفت گزینه اعزام نیروی زمینی را به‌طور کامل کنار نمی‌گذارد. او در گفت‌وگویی با نیویورک پست تأکید کرد برخلاف روال معمول رؤسای‌جمهور که «هیچ نیروی زمینی اعزام نمی‌شود» را تکرار می‌کنند، چنین قول قطعی نمی‌دهد و تنها می‌گوید «احتمالاً نیازی نیست»؛ مگر اینکه «ضروری شود». هم‌زمان پیت هگست، وزیر دفاع، از ارائه پاسخ شفاف درباره سناریوهای آتی خودداری کرد و گفت دولت وارد «کار احمقانه» اعلام عمومی اینکه «چه خواهیم کرد یا نخواهیم کرد» نمی‌شود.

این موضع‌گیری‌ها در شرایطی است که ایران همچنان با پهپاد و موشک به اسرائیل، پایگاه‌های آمریکا در منطقه و همسایگان خلیج فارس حمله می‌کند و از سوی دیگر، اسرائیل و حزب‌الله لبنان نیز در تبادل حملات قرار گرفته‌اند؛ وضعیتی که به تعبیر ناظران، «جبهه‌ای تازه» به جنگ افزوده و نگرانی‌ها از سرریز بحران به یک جنگ منطقه‌ای گسترده‌تر را تشدید کرده است.

در داخل آمریکا، شکاف سیاسی و رسانه‌ای درباره جنگ آشکارتر شده است. ترامپ در کارزار انتخاباتی با شعار «آمریکا اول» و وعده دوری از «جنگ‌های بی‌پایان» به قدرت برگشت و بارها سیاست «ملت‌سازی و تغییر رژیم» را شکست‌خورده خوانده بود. اکنون اما وارد جنگی شده که منتقدان آن را «جنگ انتخابی» می‌دانند. اریک پرینس، متحد قدیمی ترامپ و چهره شناخته‌شده در صنعت امنیت خصوصی، در یک برنامه نزدیک به جریان ترامپ گفت این جنگ را در راستای منافع آمریکا نمی‌بیند و آن را عامل گشودن «قوطی بزرگ آشوب و ویرانی» در ایران توصیف کرد. چهره‌هایی چون تاکر کارلسن و چند چهره پرمخاطب فضای مجازی نیز نسبت به تصمیم حمله تردید یا اعتراض نشان داده‌اند؛ هرچند متحدان پرنفوذ دیگری در حزب جمهوری‌خواه و میان هواداران، همچنان از ترامپ دفاع می‌کنند و می‌گویند ایران «بازیگر بد» است و سابقه حمایت از نیروهای نیابتی و حمله به آمریکایی‌ها دارد.

ترامپ تلاش کرده این اعتراض‌ها را کوچک جلوه دهد و گفته بخش اصلی جریان «مگا» از سیاست‌های او حمایت می‌کند. او همچنین در یک مراسم در کاخ سفید ادعا کرد عملیات مشترک آمریکا و اسرائیل «به شکل قابل توجهی جلوتر از برنامه» است و برآورد کرد دستیابی به اهداف دولت چهار تا پنج هفته زمان می‌برد، اما در عین حال افزود آمریکا «توان ادامه بسیار طولانی‌تر» از این مدت را هم دارد. وزیر دفاع حتی مبهم‌تر سخن گفت و اعلام کرد بازه زمانی می‌تواند «دو هفته، چهار هفته یا شش هفته» باشد و «جلو یا عقب برود».

با وجود این اظهارات، مسئله اصلی منتقدان همچنان پابرجاست: اهداف جنگ دقیقاً چیست و قرار است به چه نتیجه‌ای ختم شود؟ دولت آمریکا پس از کشته شدن رهبر جمهوری اسلامی و شماری از مقام‌های ارشد در روزهای آغازین عملیات، توضیح نداده چه سازوکاری را برای انتقال قدرت در تهران متصور است و چه نیرویی را مناسب آینده ایران می‌داند. خود ترامپ در اعلام آغاز «عملیات عمده رزمی» از نیروهای سپاه خواسته بود سلاح را زمین بگذارند، اما کارشناسان یادآور می‌شوند اتکا صرف به قدرت هوایی معمولاً به تغییر رژیم نمی‌انجامد و حتی در صورت فروپاشی ساختار سیاسی، پیامدهای آن می‌تواند مهارنشدنی باشد.

در همین چارچوب، تریتا پارسی، معاون مؤسسه کوئینسی در واشینگتن، گفته است ترامپ ممکن است در نهایت به جای «تغییر رژیم» به «فروپاشی/انفجار داخلی رژیم» رضایت دهد؛ گزینه‌ای که از نگاه او تفاوت مهمی دارد، چون به دولت آمریکا امکان می‌دهد مسئولیت پیامدهای بعدی را از دوش خود بردارد. در مقابل، برخی تحلیلگران می‌گویند اسرائیل علاقه‌مند است عملیات طولانی‌تر و سنگین‌تر ادامه یابد تا ضربه‌ای تعیین‌کننده به ساختار حکومت ایران وارد شود و نگران است ترامپ «زود اعلام پیروزی» کند. دانیل شاپیرو، سفیر پیشین آمریکا در اسرائیل، گفته است ممکن است خواست اسرائیل این باشد که عملیات «طولانی‌تر» با حمایت ترامپ ادامه پیدا کند.

یکی دیگر از نقاط اختلاف، «توجیه جنگ» است. بنا بر گزارش‌ها، مقام‌های دولت در جلسات توجیهی خصوصی برای کارکنان کنگره گفته‌اند اطلاعات آمریکا نشان نمی‌داد ایران در آستانه حمله پیش‌دستانه مستقیم به خاک آمریکا باشد و بیشتر از «تهدید عمومی» ناشی از موشک‌ها و نیروهای نیابتی سخن گفته‌اند. با این حال ترامپ دوشنبه بار دیگر ادعا کرد اقدام آمریکا ضروری بوده، چون ایران به دنبال ساخت موشک‌های بالستیکی است که بتوانند به آمریکا برسند. ایران چنین برنامه‌ای را نپذیرفته است، اما بر اساس گزارش غیرمحرمانه سال گذشته سازمان اطلاعات دفاعی آمریکا، تهران اگر تصمیم بگیرد می‌تواند تا سال ۲۰۳۵ به توان موشک بالستیک قاره‌پیما دست یابد.

در پرونده هسته‌ای نیز تناقض‌ها ادامه دارد. ترامپ از یک سو می‌گوید حملات خرداد گذشته به سه تأسیسات کلیدی، برنامه هسته‌ای ایران را «نابود» کرده بود، اما اکنون مدعی است تهران در حال بازسازی آن است. رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، گفته ایران برنامه هسته‌ای «بلندپروازانه‌ای» دارد، اما در حال حاضر برنامه فعال برای ساخت سلاح هسته‌ای مشاهده نمی‌شود؛ ضمن اینکه ایران اجازه بازرسی از سایت‌های آسیب‌دیده را نداده است. از سوی دیگر، کارشناسان کنترل تسلیحات هشدار می‌دهند «تغییر رژیم» راهبرد قابل اتکایی برای جلوگیری از اشاعه نیست و «دانش هسته‌ای را نمی‌توان بمباران کرد»؛ حتی اگر نظام سیاسی تغییر کند، خطر اشاعه و بازتولید ظرفیت‌ها همچنان باقی می‌ماند.

در میانه این ابهام‌ها، هزینه انسانی جنگ نیز در حال افزایش است. رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا اعلام کرده ارتش انتظار تلفات بیشتری را دارد و تا روز دوشنبه، دست‌کم شش نظامی آمریکایی کشته شده‌اند و شماری دیگر زخمی شده‌اند؛ واقعیتی که جنگ را به نقطه‌ای حساس در سیاست داخلی آمریکا رسانده و بحث «اختیار جنگ» و نقش کنگره را دوباره به مرکز مناقشه کشانده است. هم‌زمان، ادامه حملات متقابل در منطقه و فشار بر مسیرهای انرژی و تجارت، چشم‌انداز یک درگیری طولانی و پرهزینه را تقویت کرده؛ درگیری‌ای که هنوز روشن نیست دولت ترامپ آن را دقیقاً چگونه و با چه تعریف مشخصی از «پیروزی» می‌خواهد پایان دهد.