با وقوع جنگ اخیر بسیاری از واحدهای تولیدی و خدماتی کشور دچار آسیبهای جدی شدند؛ برخی از این واحدها بهصورت مستقیم هدف حملات هوایی قرار گرفته و برخی نیز به دلیل شرایط اقتصادی ناشی از جنگ، دچار بحران شدند؛ بحرانی که باعث افزایش قابل توجه جمعیت بیکاران، تعدیل نیرو در واحدهای مختلف، رکود در کسب و کارها و در نتیجه افزایش چندبرابری متقاضیان بیمه بیکاری در استانهای مختلف شد. استانهای تهران، خوزستان و بوشهر، در زمره اصلیترین قربانیان اقتصادی جنگ شناخته شده و گسترش بیکاری در آنها به واسطه جنگ، بیش از سایر نقاط کشور ملموس بوده است.
بهرام رحمانی
bahram.rehmani@gmail.com
وضع کارگران ایران پس از جنگ و اعتصاب عمومی!
دیدگاه کارل مارکس، بنیانگذار سوسیالیسم علمی درباره اعتصاب بهعنوان یکی از ابزارهای اصلی طبقه کارگر، ریشه در نظریه مبارزه طبقاتی او دارد. اگرچه مارکس اعتصاب را به تنهایی برای سرنگونی نظام سرمایهداری کافی نمیدانست، اما آن را ابزاری حیاتی برای سازماندهی، آگاهیبخشی و مبارزه اقتصادی کارگران تلقی میکرد.
مقدمه
امروز، فقط یک اعتصاب کارگری هدفمند و سازماندهی شده و موفق در مقطع روز جهانی کارگر، میتواند روحیه طبقه کارگر و عموم مردم تغییر دهد و امید به آینده بهتر را افزایش دهد. اکنون جنگ و بحرانهای اقتصادی، سیاسی و فرهنگی ریشهدار، شهروندان ایران را به بحران اجتماعی-روانی عمیقی دچار کرده است. این وضعیت حاصل ترکیبی از عوامل اقتصادی، سیاسی و اجتماعی است که پیامدهای جدی برای جامعه بههمراه داشته است.
جنگ و کشتار و ویرانی، تورم بالا، بیکاری، کاهش قدرت خرید و شکاف طبقاتی، اصلیترین عوامل سرخوردگی عمومی هستند که احساس ناامنی را در میان مردم(به ویژه نسل جوان) تقویت کرده است.
عملکرد سیاستگذاران و مسئولان حکومتی، اصلیترین عامل تولید ناامیدی است. حس بنبست در تغییر شرایط و گرفتاری در چرخه سرکوب، باعث خشم، ترس و در نهایت انتظار برای تحولات نامشخص شده است.
نسل جدید که بهعنوان «نسل واکنش و خواهان تغییر» اعتراضاتش به ویژه در دیماه به شدت سرکوب گردید، به سرخوردگی دامن زده است. بیتردید جایگزینی همیاری و همبستگیهای دورانهای بحرانی، یکی از راهحلهای مهم شرایط بحرانی و جنگی است.
در بهار ۱۴۰۴، بیش از ۴۰ میلیون نفر از جمعیت ایران با وجود قرار داشتن در سن کار، شغلی ندارند. این رقم، تقریبا معادل نیمی از کل جمعیت کشور است و نشاندهنده بحرانی عمیق در ساختار اشتغال و بازار کار ایران است.
اکنون اول ماه مه، روز جهانی کارگر را پیش رو داریم. تا آنجا که به طبقه کارگر ایران و عموم مردم ایران برمیگردد در سه ماه گذشته، تحولات بسیاری سخت و نفسگیری را از سر گذرانده است. اعتراضات خیابانی دی ماه و کشتار چند ده هزار معترض در خیابانها و به دنبال آن جنگ چهل روزه ارتشهای آمریکایی و اسرائیلی علیه ایران، ضربات شدیدی به جامعه ایران وارد کرده است. در این میان کارگران، بیکاران، بازنشستگان و فقرا آسیبهای شدیدی انسانی و اقتصادی دیدهاند. بسیاری از زیرساختها مهم جامعه ایران نابود شده و یا آسیبهای جدی دیدهاند. با این وجود، حکومت باز هم شدیدتر از گذشته، شمشیر خود را از روز بسته و سانسور و اختناق شدید بر جامعه ایران حاکم کرده است.
در روزهای گذشته، گزارشهای زیادی درباره اخراج گسترده نیروی کار، از جمله کارگران، در ایران منتشر شده است. رکود ناشی از جنگ و قطع اینترنت، در کنار تورم فزاینده سبب خسارت گسترده مالی در واحدهای صنعتی، تولیدی و خدماتی شده است. کسبوکارهای زیادی تعطیل و نیمهتعطیل شده و یا برای اینکه ناچار به تعطیلی نشوند بخشی از نیروی کار را اخراج کردهاند تا هزینههایشان را کاهش دهند. برخی برآوردها از اخراج دو میلیون نیروی کار طی هفتههای گذشته خبر میدهد.
در این میان اما خبرگزاری «ایلنا» گزارش داده شماری از کارفرمایان با اشاره به شرایط موجود از کارگران خواستهاند به صورت شیفتی و یک روز در میان سر کار بیایند، اما تنها نصف حقوق پایه قانونی(حدود ۱۰ میلیون تومان) دریافت کنند. همچنین بیمه و مزایای شغلی از جمله حق اولاد، حق مسکن و حق تأهل نیز از فیش حقوقی کارگران حذف شده است.
بر اساس این گزارش در برخی واحدها، کارفرما نیمی از کارکنان را به بیمه بیکاری فرستاده و برای باقی کارگران بیمه حداقلی پرداخت میکند و در مقابل انتظار دارد کارگران به حقوق بسیار پایین رضایت دهند.
در ادامه مطلب نسبتا طولانی، به وضعیت جنگی اخیر ایران، تجربه اعتصابات تاریخ کارگر ایران، بهویژه نقش سرنوشتساز کارگران صنایع نفت در سرنگونی حکومت محمدرضا شاه پهلوی و پیروزی انقلاب 1357 مردم ایران، نقش و تاثیر اعتصابات کارگری در تغییر جهان از دیدگاه بنیانگذار سوسیالیسم علمی کارل مارکس، و یا انگلس و روزا لوکزامبورگ میپردازیم.
گزارشات میدانی از اوضاع کنونی ایران