ديدگاه
شبهنظامیان نزدیک به ایران در عراق به حمله به زیرساختهای عربستان متهم شدهاند. به این ترتیب، جنگی که ابتدا محدود به خاک ایران و منطقه خلیج فارس بود، به تدریج به یک درگیری منطقهای با جبهههای متعدد تبدیل شده است.
روزنامه لوموند چاپ پاريس-فرانسه – ٣١ ژوئیه ٢٠٢٦ / غزل گلشيری
ترجمهٔ آزاد
در برابر ترامپ، ایران از منطق تلافیجویی فاصله میگیرد و میکوشد ابتکار عمل را در جنگ به دست گیرد
در درگیری میان ایران و متحدانش از یک سو و ایالات متحده و همپیمانانش از سوی دیگر، به نظر میرسد جمهوری اسلامی اکنون قصد دارد از حالت واکنشی خارج شده و ابتکار عمل را در دست بگیرد. در حالی که تاکنون پاسخهای ایران عمدتاً در قالب اقدامات تلافیجویانه فوری انجام میشد، از ۲۹ ژوئیه تغییری در این رویکرد مشاهده میشود. در آن روز، تهران پس از چند روز آرامش نسبی، مجموعهای از موشکهای بالیستیکی را به سوی تأسیسات آمریکایی در اردن شلیک کرد. پنتاگون این عملیات را «تلاش برای یک حمله غافلگیرانه» توصیف کرد. در مقابل، رسانههای ایرانی این حملات را اقدامی پیشگیرانه دانستند و برای نخستین بار آشکارا اعلام کردند که این حملات بر پایه ابتکار نظامی انجام شده، نه صرفاً در پاسخ به حملات طرف مقابل.
حملات پیشین ایران معمولاً ظرف چند ساعت یا چند روز پس از حملات آمریکا به خاک ایران یا منافع آن صورت میگرفت. اما در اواخر ژوئیه، اقدام نظامی ایران در شرایطی انجام شد که از ۲۳ ژوئیه حملات متوقف شده بود و مذاکرهکنندگان تلاش میکردند راهحلی برای ازسرگیری رفتوآمد کشتیها در تنگه هرمز بیابند. پس از شکست مذاکرات، ایران تصمیم گرفت ابتکار عمل نظامی را دوباره در دست بگیرد.
آرمان محمودیان، پژوهشگر روابط بینالملل در مؤسسه «امنیت جهانی و ملی» دانشگاه فلوریدای جنوبی، میگوید:
«وضعیت “نه جنگ و نه صلح” که پس از توقف حملات آمریکا از ۲۳ ژوئیه برقرار شده بود، به سود ایران نبود. محاصره دریایی آمریکا که مانع فروش نفت ایران میشد همچنان ادامه داشت و کشور نتوانسته بود به شرایط عادی بازگردد. بنابراین تهران تصمیم گرفت راهبرد خود را تغییر دهد.»
در این وضعیت بیابینی، آمریکا بیشترین سود را میبرد؛ زیرا ضمن توقف بمبارانها، فشار اقتصادی و دریایی شدید بر ایران را حفظ کرده بود. ایران در موقعیتی دشوار قرار داشت و همواره با خطر ازسرگیری درگیریها روبهرو بود. محمودیان میافزاید: «پیام حملات ۲۹ ژوئیه به آمریکا این بود که ایران نیز بخشی از روند تشدید تنش را در اختیار دارد و هر زمان که بخواهد میتواند حمله کند.»
گسترش حملات تا مصر
این تلاش برای به دست گرفتن ابتکار عمل، بخشی از روند گستردهتری است که در طول ماه ژوئیه مشاهده شد؛ ایران و متحدانش به تدریج دامنه جغرافیایی درگیریها را گسترش دادهاند.
در ابتدا حملات بر پایگاههای آمریکا در خلیج فارس، به ویژه در کویت و بحرین، متمرکز بود، اما سپس به اردن و دیگر مناطق راهبردی کشیده شد. در ۳۰ ژوئیه یک پهپاد بندر «دمیاط» مصر را هدف قرار داد و باعث آتشسوزی در دو کشتی شد. منشأ این حمله هنوز مشخص نیست و تهران هرگونه دخالت را رد کرده است، اما این حادثه نشان میدهد که دامنه جنگ اکنون تا نزدیکی کانال سوئز نیز گسترش یافته است.
همزمان، گروههای همپیمان ایران نیز جبهههای جدیدی گشودهاند. در ۲۰ ژوئیه حوثیهای یمن از آغاز محاصره دریایی کشتیهای مرتبط با عربستان سعودی خبر دادند و مسیرهای تجاری این کشور در دریای سرخ را تهدید کردند. همچنین، شبهنظامیان نزدیک به ایران در عراق به حمله به زیرساختهای عربستان متهم شدهاند. به این ترتیب، جنگی که ابتدا محدود به خاک ایران و منطقه خلیج فارس بود، به تدریج به یک درگیری منطقهای با جبهههای متعدد تبدیل شده است.
بیاعتمادی فزاینده به ترامپ
در تهران، این تغییر رویکرد همچنین ناشی از افزایش بیاعتمادی نسبت به رئیسجمهور آمریکا، دونالد ترامپ، است. ایران بارها شاهد بوده که مذاکرات با واشنگتن با ازسرگیری درگیریها متوقف شده است. مقامهای ایرانی اکنون بیش از گذشته تردید دارند که هر توافقی با دولت ترامپ بتواند تضمینهای پایداری ارائه دهد.
این بدبینی، که هم در میان جریانهای عملگرا و هم محافظهکار دیده میشود، پس از امضای تفاهمنامه ۱۷ ژوئن تشدید شده است. «اسفندیار باتمانقلیج»، تحلیلگر و بنیانگذار وبسایت اقتصادی «بورس و بازار»، در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «از نظر فنی، دولت ترامپ حتی نتوانسته ابتداییترین اقداماتی را که در تفاهمنامه برای ایجاد اعتماد پیشبینی شده بود، اجرا کند.»
با وجود تعهدات این تفاهمنامه، هیچیک از داراییهای مسدودشده ایران آزاد نشد و تسهیل وعدههای داده شده برای صادرات نفت ایران نیز هرگز عملی نگردید. در تهران، انتقادها از امضای این توافق، اختلافهای داخلی دولت ترامپ و غیرقابل پیشبینی بودن شخص رئیسجمهور، همگی این تصور را تقویت کردهاند که رسیدن به یک توافق پایدار و اجرای آن بسیار دشوار خواهد بود.
آسیبپذیری آمریکا
عامل دیگری که ممکن است ایران را به ازسرگیری درگیریها ترغیب کرده باشد، گزارشهایی درباره کاهش ذخایر مهمات آمریکا است. تحلیلی که ۲۹ ژوئیه توسط اندیشکده «مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی» (CSIS) منتشر شد، نشان میدهد ذخایر موشکهای رهگیر سامانههای «پاتریوت» و «تاد» آمریکا در نتیجه عملیات علیه ایران به شدت کاهش یافته است. این وضعیت میتواند در صورت ازسرگیری جنگ، آمریکا را در برابر موشکها و پهپادهای ایرانی آسیبپذیرتر کند.
آرمان محمودیان میگوید: «ایرانیها میدانند که اگر هم این گزارشها درست باشد، کمبود مهمات آمریکا موقتی است، زیرا ایالات متحده توانایی بازسازی سریع ذخایر خود را دارد.» به گفته او، تهران تلاش میکند تا بیشترین بهره را از این دوره موقت آسیبپذیری آمریکا ببرد.
در عین حال، مقامهای ایرانی با دقت افزایش نارضایتی دونالد ترامپ از ناتوانی در پایان دادن به جنگ و همچنین کاهش محبوبیت این جنگ در داخل آمریکا را دنبال میکنند. این عوامل ممکن است این تصور را در تهران ایجاد کند که موقعیت سیاسی ترامپ در داخل کشورش شکنندهتر از آن چیزی است که به نظر میرسد.
با این حال، این محاسبات برای ایران بدون خطر نیست. نمایش قدرت تهران ممکن است همان فرصتی را در اختیار رئیسجمهور آمریکا قرار دهد که برای تغییر روایت جنگ به آن نیاز دارد؛ یعنی ایالات متحده را نه به عنوان آغازگر جنگ، بلکه به عنوان کشوری معرفی کند که برای جلوگیری از یک حمله جدید ایران، ناچار به ازسرگیری حملات نظامی شده است.