دربرابر کشتار آشکار حاکمیت ایران، سکوت نکنیم

ديدگاه

امروزسرکوب گران فاشیست درکنار تبلیغات چی های رژیم، چپ های محورمقاومتی و برخی اصلاح طلبان حکومتی تلاش می کنند این حد از خشونت را پاسخی به دخالت نیروهای مزدور اسرائیل وآمریکا درمیان تظاهرکنندگان وانمود کنند .شمار تلفات وابعاد سرکوب آن دردل روایت رسمی حکومت با ادبیاتی تندتر و امنیتی‌تر ادامه دارد ودایما فریادخامنه ای ومقام‌های امنیتی، مسئولیت را متوجه «تروریست‌ها»، «اغتشاشگرهای مسلح»، دخالتگری «ترامپ» و«نتانیاهو» اعلام می دارند

یادداشت سیاسی هفته امیرجواهری لنگرودی
a.javaher99@gmail.com

دربرابر کشتار آشکار حاکمیت ایران، سکوت نکنیم.
چرا که درجنگ میان شرف و آدمیت، انسان بی طرف، بی شرف است!

مردم ایران از آغاز خیزش اعتراضی هشتم دی ماه ۱۴۰۴ همواره با آهنگ و سرعت مطلوب ومنطقی پیشروی می کردند؛به فاصله کوتاهی اعتراضات درنزدیک به ۲۰۰ شهر و در ۳۱ استان، گسترش یافته بود. فرمان مداخله از خارج کشور نقشه راه راعوض کرد و سرکوب همه جانبه تر آغازگردید. دامنه اعتراضات باقطع اینترنت و تعطیلی شبکه های اجتماعی خبررسان کشور، دایره اطلاع رسانی به افکارعمومی جامعه وجهان به صفر رسید. امروز خبرهای رسیده شاهدان عینی، نمایش تکاندهنده سرکوب اعتراضات درایران و هولوکاست اسلامی را بازگو می نماید که تهاجم وارد مرحله ی خونین وبی سابقه قتل عام شده است. شواهد میدانی درایران، اخبارحزن انگیزی از کشته شدن هزاران معترض می دهند. جوانان دختر وپسر، زنان ومردانی که باگلوله های جنگی، تیربارهای نصب شده برخودروهای نظامی باسرکوبی عریان وبرنامه ریزی شده هدف قرارگرفتند وطی دوهفته هزاران تن کشته شدند. مردم ما روزهای درد، روزهای سخت و روزهای خون و روزهایی که خود شاهد این بودند که هزاران هزار تن زن و مرد، دختران نوشکفته و پسران پرآرزو، امیدوار و خواهران و برادران و مادران و پدران درمانده، گرسنه، زیر بار ادباری از فشارزندگی، کودک و نوجوان و جوان و میانسال چگونه ناجوانمردانه، به تیرظلم درخون خود درغلتیدند… صحبت از این است که دربیمارستان ها به صد ها تن تیرخلاص زدند. میزان بازداشت شده گان که روانه زندان ها شده اند به رقم پُرشمار بالاتراز کشتاردهه شصت به گوش میرسد و این همه دردل وضعیتی بود که جنبش داشت به آرامی راه خود راپیدامی کرد، رضا پهلوی درمتن جنبش دی ماه با دعوت شتابزده اش ازمردم برای پُرکردن خیابان های مرکزی با ادعای اینکه به زودی کمک های خارجی درراه است و وعده دروغین که پنجاه هزارنیروی سرکوب از رژیم جدا شده و با مردم هستند، جوانان پرشور را به قتل گاه فرستاد و حالا بیشرمانه حاشا می کند. این دعوت به اعتراضات شتابی بی موقع و دور از توازن قوای واقعی داد. واقعیت اینست که جریان سلطنت طلب به ماننده جنگ دوازده روزه، همچنان دچار توهم زودرس در دست یابی به تخت و سلطنت هست. توهم به این که رژیم به زودی سقوط می کند و او باید رهبری دوران گذار را به عهده بگیرد. به روایت شاهدان عینی کشته های دو روزی که رضا پهلوی فراخوان داد، بسیار بیشتر ازهمه دو هفته اعتراضی بودکه مردم با آهنگ خودشان حرکت می کردند. این اولین بار نیست که جریان سلطنت طلب ضربات جدّی به جنبش مردم وارد می کند. امروزسرکوب گران فاشیست درکنار تبلیغات چی های رژیم، چپ های محورمقاومتی و برخی اصلاح طلبان حکومتی تلاش می کنند این حد از خشونت را پاسخی به دخالت نیروهای مزدور اسرائیل وآمریکا درمیان تظاهرکنندگان وانمود کنند .شمار تلفات وابعاد سرکوب آن دردل روایت رسمی حکومت با ادبیاتی تندتر و امنیتی‌تر ادامه دارد ودایما فریادخامنه ای ومقام‌های امنیتی، مسئولیت را متوجه «تروریست‌ها»، «اغتشاشگرهای مسلح»، دخالتگری «ترامپ» و«نتانیاهو» اعلام می دارند. نهایت آنکه کل این قتل عام راباید به پای خامنه ای جنایتکار نوشت ورضاپهلوی نیزباید پاسخگوی اعمال خویش دربرابرافکارعمومی باشد. حدّت یابی سرکوب حاکمیت درزمان قطع اینترنت و همه شبکه های اجتماعی درایران به‌هیچ‌وجه سکوتی ناشی از رضایت مردم و خاصه جوانان ما نیست، بلکه نوعی سکوتِ تحمیل شده برکل حیاتِ جامعه توسط مافیای حاکم برایران باید تلقی گردد. آنگاه که جامعه بی صدا می‌شود، به هیج وجه آرام نمی‌شود. چرا که تجربۀ زیستی قطع ارتباط شبکه های اجتماعی درجنبش های پیشین دی ۹۶ وجنبش آبان ۹۸ و بعدتر در دل جنبش عظیم “زن_زندگی_آزادی”، شهریور۱۴۰۱ به این طرف، طی دوهفته دی ۱۴۰۴ درایران شاهد قتل عام ودستگیری و بازداشت وسیع مردمان جامعه مان بودیم که نمی توان دربرابر آن سکوت نمود. آنچه در دی ماه بر سرزمین مان رفت، یک سرکوب معمولی نبود؛ کشتارجمعی بود. کشتاری که دربازه ی زمانی کوتاه، مشروعیت هرحکومتی را برای همیشه می‌سوزاند. حکومتی که برای ماندن، مردمش را به گلوله می‌بندد، دیگرحاکمیت ودولت مشروع نیست؛ ساختاری جنایت‌پیشه است که تنها با ترس زنده مانده تا همچنان به جنایاتش ادامه دهد. این یک جنایت عادی نبود، بلکه کشتارعظیم نیروی انسانی و از مصادیق «جنایت علیه بشریت» است. نباید این حد از جنایت را “عادی” جلوه داد .بعبارتی نباید کشتار دی ماه را “عادی سازی” نمود. نباید بخشید و فراموش کرد. نباید این نام ها را فراموش نمود. سکوت درمقابل این سطح جنایت انسانی ممنوع است.نمی شود تاریکی را در روشنایی خفه نمود! دربرابر کشتار آشکار حاکمیت ایران، سکوت نکنیم . چرا که درجنگ میان شرف و آدمیت، انسان بی طرف، بی شرف است! جامعه ما بیش از چهاردهه با بُود حاکمیت اسلامی دردکشیده، داغ عزیزان دیده، زجر دیده، اما هنوززنده و روی پای خود است. آنگاه که جگر مردم ایران سوخت. وقتی هزاران بچه، دیگر خواهر و برادر، مادر و پدر نخواهند داشت. درچنین هنگامی سکوت یعنی پذیرش جنایت! سکوت یعنی قبول سیاهی وتباهی!سکوت یعنی مرگ انسانیت!


اما نکته قابل مکث دراین شرایط، احتمال حمله خارجی وجنگ آفرینی امپریالیستی وصاحبان سلاح نظامی برعلیه ایران است. درشرایطی که نشانه‌های آشکاری ازتشدید آرایش نظامی آمریکا و متحدانش (اسرائیل) در منطقه دیده می‌شود، همچنان بایدهشیار باشیم که هرگونه حمله نظامی به ایران با ادعای هرچند محدود، یاآنگونه که خانم شیرین عبادی برنده جایزه صلح نوبل وهمراهانش نامه دعوت به تجاوزنظامی به ایران برای ترامپ فرستاده اند وخواستار«نقطه زنی» وسفارش محدود را صادرکرده اند. هرحمله‌ای بسا تمام منطقه رابه آتش بکشد. تحقق چنین سناریویی می‌تواند به سرکوب خشن‌تر جنبش مردمی به بهانهٔ امنیت ملی و انسجام دوبارهٔ بلوک‌های درون حاکمیت منجر شود. بی‌ثباتی داخلی می‌تواند هزینۀ هرتهاجم خارجی را به‌طورجدّی افزایش دهد. بااین‌همه، گرچه نمی‌توان با قطعیت گفت که اعتراضات خیابانی خود محرک حملۀ خارجی خواهند شد یا نه، اما با اطمینان بیش‌تری می‌توان ادعا کرد که وقوع یک حملۀ خارجی احتمالاً به فروکش‌کردن اعتراضات خیابانی خواهد انجامید زیرا درشرایط تهدید بیرونی، منطق بقا و امنیت جمعی موقتاً بر شکاف‌های درونی غلبه می‌کند- به مانند جنگ دوازده روزه وحمله اسرائیل، مردم را به خانه نشینی وفرار از تهران بزرگ وا داشت – در چنين هنگامه ای خیابان ازمیدان اعتراض به صحنۀ اضطرار تغییر کارکرد می‌دهد و حتی جامعه ی ناراضی نیز در برابر هر نوع خطر خارجی به حالت تعلیقِ تعارضات داخلی وتمرکز بر دفع تهدید، تغییرجهت می دهد. بایدباصراحت گفت: جامعه باز درغیاب یک آلترناتیو مستقل و مردمی، خلأ قدرت می تواند با شکل دیگری ازاستبداد و دیکتاتوری نظامی جدید در ایران جایگزین شود.
درتاریخ انقلابات، جهان هیچگاه به نیابت ازمردمان یک جامعه و فراز و فرود،سازمان یافته یک جنبش بزرگ خیابانی واعتراضات واعتصابات سراسری ومتشکل، تسلیح نقشه مند توده ها، انقلابی ریشه ندوانده است . باری چهره آسیب دیده و بحران زده جامعه ما را هیچگاه با تهاجم بیگانگان، موشک ها و پهپادهای مداخله شونده نتانیاهو و ترامپ و قوای نیابتی آنان از خارج مرزها نمی توان هدایت کرد !
امروزنجات جامعه ایران ازقید اختاپوس دیکتاتوری نظام اسلامی از برون، آنهم با تزئینات و ویترین رسانه ای شاهزاده پهلوی، افسانه پردازی کودکانه ای بیش نیست که با هواپیماهای ترامپ و نتانیاهو و دیگر قوای سرکوبگر اقمار آنان درمنطقه بخواهند با تجاوزشان آزادی را به جامعه ما باز گردانندو جنگ را عادی جلوه دهند!
حمله نظامی محدود و یا “نقطه زنی” پیشنهادشده خانم شیرین عبادی و شرکا، نه تنهاراه نجات مردم ما بلکه ضربه سنگین به مبارزه مستقل ضد دیکتاتوری آنان است و چنانچه حادث شود، می تواند منطقه را بسوی بی ثباتی گسترده تر سوق دهند. تاکید می کنم سناریوی حمله ی نظامی گسترده تر، پیامد هائی دارد که هیچکس قادربه کنترل آن نیست. این موج بی ثباتی عمیق از شکل گیری دیکتاتوری نظامی جدید تا خطر تجزیه ایران یا تبدیل شدن آن به میدان رقابت قدرت های جهان و آزمایش سلاح های آنان، این همه مسیر آینده ای امن تر برای مردمان ایران و زیرساخت های جامعه ما نمی سازد .
باری آزادی نه با مداخله خارجی وتحمیل جنگ اربابان امپریالیستی و موشک ها و پهبادهای گسیل شده اسرائیل و ناوهای اقیانوس پیمای آمریکا، بدست نمی آید، بلکه تنها و تنها با اراده مردمان جامعه ما متحقق خواهد شد.
دوشنبه ۶ بهمن ۱۴۰۴ برابر با ۲۶ ژانويه ۲۰۲۶