سرکوب خونین اعتراض دی ماه مردم ایران، بار دیگر نشان داد که بدون سازماندهی و تشکیلات و مبارزه هدفمند، به سرکوب و کشتار خونین منجر میگردد. با این تجربه، از هم اکنون باید سازماندهی و تشکیلات و همبستگی جنبشها اجتماعی، جدیتر از گذشته در دستور فعالین کارگر و سایر جنبشهای اجتماعی در محل کار و زیست و زندگی قرار گیرد.
بهرام رحمانی
bahram.rehmani@gmail.com
کالبدشکافی یک جنایت تاریخی علیه بشریت
(از جراحی اقتصادی تا سرکوب خونین خیابانی)
مقدمه
ایران از ۲۸ دسامبر ۲۰۲۵، بار دیگر شاهد اعتراضات گسترده مردمی بود. فریادهای «مرگ بر دیکتاتور و خامنهای»، «آزادی، آزادی، آزادی» دستکم در حدود 250 نقطه در 78 شهر از 26 استان، نه تنها علیه فقر، گرانی و تورم و سرکوب، بلکه علیه کلیت حاکمیت، در خیابانهای شهرهای کوچک و بزرگ طنینانداز شد. زندگی برای اکثریت و بهویژه برای طبقه کارگر، زنان، دانشجویان، بازنشستگان، کوئیرها و خلقهای تحت ستم غیرقابل تحمل شده است.
شوک معیشتی ناشی از سقوط آزاد ارزش ریال بهویژه پس از جنگ دوازده روزه اسرائیل و ایران، درکنار اختلال در ارائه خدمات پایهای اجتماعی همچون قطعی مکرر برق، بحران عمیق محیطزیستی(آلودگی هوا، خشکسالی، جنگلزدایی و مدیریت نادرست منابع آبی) و همچنین سانسور شدید و اعدامهای گسترده دستکم 2 هزار و 63 نفر تنها در سال 2025 و یاس و نامیدی جوانان از آینده خود، در جامعه فراگیر شده است.
خیزش مردمی اخیر، پنجمین موج از زنجیره اعتراضهایی است که از دی ۱۳۹۶ آغاز شد و در آبان ۱۳۹۸ و سپس در جنبش «ژن، ژیان، ئازادی» در ۱۴۰۱ به اوج رسید. اگر دی ۹۶ بهعنوان «خیزش نان» شناخته شد و آبان ۹۸ نماد انفجار خشم عمومی در برابر گرانی بنزین و بیعدالتی بود، اعتراضات ۱۴۰۰ با عنوان «قیام تشنگان» شناخته شد. جنبش 1401 با شعار محوری «زن، زندگی، آزادی»، با مبارزات آزادیبخش زنان و ملتهای تحت ستم مانند کردها و بلوچها و… چشماندازهای تازهای را گشود؛ خیزش دی ۱۴۰۴ صحنه بازگشت بحران بازتولید اجتماعی است، اما اینبار شدیدتر از گذشته بر علیه حکومت. اعتراضاتی که از مطالبات معیشتی آغاز میشوند، اما با شتابی چشمگیر، ساختار قدرت فاسد را هدف میگیرند.
