تداوم بازی با جان کارگران بعنوان سپر انسانی در پروژه های تحت شرایط جنگی/ بیکاری و افزایش افسارگسیخته هزینه‌ها

بازی با جان انسان‌ها بعنوان سپر انسانی در شرایط جنگی و بهره کشی از جسم و توان جسمی و نادیده گرفتن سلامت آنان بعنوان یک اقدام ضد انسانی، بعنوان مسئله ای حقوق بشری مطرح است که مسؤلیت مستقیم آن به عهده پیمانکاران منتسب به قرارگاه خاتم، مدیریت نفت، روسای واحدها و مدیران ناظر بر اجرای پیمان است که مسؤلیت زد و بند مستقیم و تداوم فساد و استثمار و بهره کشی از جان کارگران را بعهده دارند!

تداوم بازی با جان کارگران بعنوان سپر انسانی در پروژه های تحت شرایط جنگی/ بیکاری و افزایش افسارگسیخته هزینه‌ها

دست وپنجه نرم کردن کارگران سیستان و بلوچستان با بیکاری و افزایش افسارگسیخته هزینه‌های معیشت، درمان و اجاره مسکن زیر سایه بی خیالی صاحب منصبان :

دست وپنجه نرم کردن کارگران سیستان و بلوچستان با بیکاری و افزایش افسارگسیخته هزینه‌های معیشت، درمان و اجاره مسکن زیر سایه بی خیالی صاحب منصبان
جنگ، گرانی و رکود اقتصادی، فشار مضاعفی بر کارگران سیستان و بلوچستان وارد کرده است. استانی که به گفته فعالان کارگری، بسیاری از کارگرانش حتی شغل دوم هم ندارند و حالا با موج تعدیل نیرو، افزایش افسارگسیخته هزینه‌های معیشت، درمان و اجاره مسکن، زندگی برایشان دشوارتر از همیشه شده است.
در روزهایی که تبعات جنگ تحمیلی اخیر و التهابات اقتصادی بازار، زندگی بسیاری از خانوارهای کشور را تحت تأثیر قرار داده، کارگران سیستان و بلوچستان بیش از سایر اقشار درگیر بحران معیشتی شده‌اند. کارگرانی که نه از امنیت شغلی برخوردارند، نه درآمدشان با تورم همخوانی دارد و نه توان تأمین هزینه‌های درمان، اجاره مسکن و حتی رفت‌وآمد روزانه را دارند.
کارگرانی که هر روز فقیرتر می‌شوند
روزچهارشنبه 20 خرداد،شماری از کارگران روزمزد و نیروهای خدماتی و شرکتی در گفت‌وگو با خبرنگار رسانه ای از شرایط دشوار معیشتی خود خبر می‌دهند.
یکی از کارگران ساختمانی در زاهدان می‌گوید: قبلاً اگر یک هفته کار نمی‌کردیم می‌شد زندگی را جمع کرد، اما الان حتی یک روز بیکاری هم خانواده را به بحران می‌کشاند. قیمت برنج، روغن، گوشت و کرایه خانه هر روز بالا می‌رود اما درآمد ما ثابت مانده است.
نارویی که نیروی قراردادی یک شرکت خصوصی است، می‌گوید: پس از کاهش فعالیت شرکت محل کارم، عملاً بیکار شده‌ایم به ما گفتند شرایط اقتصادی خراب است و فعلاً نیرویی نمی‌خواهیم. حتی گفتند بروید هر جا می‌توانید کار پیدا کنید چون شرکت توان پرداخت حقوق ندارد.
به گفته او، چندین نفر از نیروهای همان شرکت خصوصی طی هفته‌های اخیر تعدیل شده‌اند و بسیاری از آن‌ها هنوز موفق به پیدا کردن شغل جدید نشده‌اند.
یکی دیگر از کارگران که پیش‌تر با خودروی شخصی در تاکسی‌های اینترنتی فعالیت می‌کرد، می‌گوید: کمبود بنزین و گرانی هزینه‌ها باعث شده کار در اسنپ هم دیگر صرف نکند.
به جای لقمه‌ای نان شرمندگی برای زن و بچه‌ام می‌برم
در گوشه و کنار زاهدان، کارگران روزمزدی که هر صبح در میدان‌ها و چهارراه‌ها منتظر پیدا شدن یک کار چندساعته می‌مانند، این روزها بیش از همیشه نگران تأمین نان شب خانواده‌هایشان هستند.
رحمان، یکی از کارگران حاضر در گذر میدان امام علی زاهدان، می‌گوید: حدود دو ماه است هر روز ساعت 6 صبح پیاده به اینجا می‌آیم و چندین ساعت منتظر می‌مانم شاید کسی کارگر بخواهد، اما فایده‌ای ندارد. با این وضعیت گرانی، کسی کاری انجام نمی‌دهد که کارگر بخواهد. همه کسب‌وکارها خوابیده است.
او با صدایی آمیخته به خستگی و شرمندگی ادامه می‌دهد: این روزها به جای اینکه لقمه‌ای نان به خانه ببرم، شرمندگی برای زن و بچه‌ام می‌برم.
این کارگر روزمزد می‌گوید از اواخر سال گذشته تاکنون کار ثابت و قابل قبولی پیدا نکرده و هیچ‌گونه حمایت معیشتی نیز دریافت نکرده است. به گفته او، بسیاری از کارگران روزمزد نه بیمه دارند و نه مشمول بیمه بیکاری می‌شوند.
رحمان می‌گوید: یارانه معیشتی هم به من تعلق نگرفت چون مدارکم کامل نبود. ما نه بیمه داریم، نه وام، نه پشتوانه‌ای. وقتی بیمه نباشیم، بیمه بیکاری هم شامل حالمان نمی‌شود و این روزها هم کارفرمایی نیست که هوای کارگر را داشته باشد.
شکایت کردن هم یادمان رفته است
بولاغ، یکی دیگر از کارگران روزمزد در محدوده پنج‌راه باباییان زاهدان نیز از روزهای سخت معیشتی خانواده‌اش می‌گوید: امسال عیدی نداشتیم، چون سفره‌هایمان خالی بود؛ نه کاری بود و نه پولی.
او که سه فرزند دارد، می‌گوید: خرج یک روز بچه‌هایم کمتر از یک میلیون نمی‌شود. با این وضعیت بیکاری فقط خدا می‌تواند به دادمان برسد.
این کارگر که پیش‌تر به صورت قراردادی در شهرداری مشغول به کار بوده، می‌گوید به دلیل مشکلات مالی تعدیل شده است: گفتند پول نداریم و بیرونم کردند. چند سال دنبال کار بودم اما به هیچ جا نرسیدم. حالا یک سال است کارگری می‌کنم و ساعت‌ها کنار فلکه منتظر می‌مانم تا شاید کسی دنبال کارگر باشد.
او ادامه می‌دهد: آنقدر مشکلات روی سرمان ریخته که دیگر حتی یادمان رفته شکایت کنیم. فقط امیدواریم دولت فکری به حال ما بکند تا زندگی‌مان از این فلاکت بیرون بیاید.

تداوم بازی با جان کارگران بعنوان سپر انسانی در پروژه های تحت شرایط جنگی و ابزار بازسازی واحدهای آسیب دیده توسط قرارگاه خاتم و مدیریت چپاولگر نفت!

طبق گزارش و پیامهای متعدد همکاران به پیامگیر شورا، رؤسای پالایشگاه های سوم، چهارم و ششم پارس جنوبی و پتروشیمی های دماوند و مبین و همچنین پتروشیمی های آسیب دیده ماهشهر ضمن استفاده تبعیض آمیز از کارگران پیمانکاری در شرایط خاص جنگ، در حالی که اکثر غریب به اتفاق مدیران و کارگران رسمی همچنان مشمول استفاده از شرایط خاص دورکاری هستند، سبب‌ اعتراض چند هزار کارگر درگیر شرایط گردیده است.
همکاران اعلام نموده اند:
در این ساعتهای هشدار جنگی توأم با گرمای کشنده روزهای پایانی خرداد و منتهی به تیر با توجه به آفتاب سوزان و بادهای داغ موسمی که در مناطق جنوبی به آن تَش باد (بادِ آتشین) اطلاق میشود، کار در دمای حدود ۶۰ درجه، سبب گرما زدگی و بروز مشکلات تنفسی و قلبی- عروقی است چه رسد به شرایط کار تحمیلی و تحت فشار که این روزها از گرده ما میکشند تا به زعم خود واحدهای آسیب دیده را بدون هیچگونه پشتوانه متریالِ جایگزین، به بهره برداری برسانند!
صرفنظر از کشته شدن همکاران درگیر آوار برداری که البته اخبار آن پس از اتفاقات پالایشگاه ششم و پتروشیمی دماوند انرژی عسلویه، تحت سانسور شدید قرار دارد، گرمازدگی و بیهوشی مداوم به شدت جان کارگران را تهدید می‌نماید.
این در حالی است که قرارگاه خاتم با اصرار به بازسازی واحدهای آسیب دیده و رسیدن این واحدها به بهره برداری و سود دهی نه تنها ذره ای امنیت جانی ما کارگران را در نظر ندارد بلکه با اعمال فشار بر مدیران نفت به تداوم کار در هر شرایطی، از فراهم نمودن کمترین تمهیدات و امکانات مانند محل استراحت، غذای مناسب و حتی آب آشامیدنی در دسترس طفره رفته و هیچ برنامه ای جهت ساخت جانپناه در محیط‌های تحت خطر جنگ و یا تعلیم آموزش‌های ابتدایی دفاعی به کارگران را ندارد…!
آنچه که از مجموع پیام همکاران مشخص است این است که دیگر شرایط استفاده ابزاری از کارگران و استثمار و برده کشی از آنان در این شرایط از حدود مسئله صنفی و کارگری خارج، بازی با جان انسان‌ها بعنوان سپر انسانی در شرایط جنگی و بهره کشی از جسم و توان جسمی و نادیده گرفتن سلامت آنان بعنوان یک اقدام ضد انسانی، بعنوان مسئله ای حقوق بشری مطرح است که مسؤلیت مستقیم آن به عهده پیمانکاران منتسب به قرارگاه خاتم، مدیریت نفت، روسای واحدها و مدیران ناظر بر اجرای پیمان است که مسؤلیت زد و بند مستقیم و تداوم فساد و استثمار و بهره کشی از جان کارگران را بعهده دارند!
ما ضمن جلب توجه و درخواست رسیدگی از نهادها و سازمان‌های بین‌المللی حقوق بشری و کارگری، در ادامه قطعا با ذکر نام عوامل دست اندرکار بازی با جان کارگران در شرایط هرج و مرج و جنگی کنونی و فساد موجود را افشا خواهیم نمود و با پشتوانه حمایت تمامی کارگران نفت با سازماندهی اعتراضات به شرایط فساد، چپاول و استثمار و بازی با جان انسان‌ها پایان میدهیم.
ما همه کارگران بخش‌های مختلف نفت را در برابر شرایط ضد انسانی و تحمیلی موجود به ایستادگی و مبارزه و کمک به سازماندهی اعتراضات سراسری نفت فرامی‌خوانیم !
نه به بردگی مزدی
نه به جنگ افروزی
نه به اعدام و سرکوب
نه به قتل عمد کارگران در شرایط کار نا ایمن
اعتراضات سراسری نفت
نان کار آزادی
اداره شورایی
زن زندگی آزادی

شورای سازماندهی اعتراضات کارگران غیررسمی نفت(ارکان ثالث)
پنجشنبه ۲۱ خرداد ۱۴۰۵

منبع : بولتن “اخبار و گزارش های کارگری” akhbarkargari2468@gmail.com