سقوط ریال، افزایش تورم، ادامه بن‌بست در جنگ و تنگه هرمز

در داخل کشور، سقوط ارزش ریال، فشار معیشتی، سرکوب و تهدید و احکام اعدام، و اختلاف بر سر مذاکره با آمریکا، تصویری از وضعیت متناقض حکومت را به نمایش گذاشت.

برگرفته از تارنمای ائتلاف سياسی “همبستگی فراگير برای آزادی و برابری در ايران”
“يادداشت هفته” يکشنبه ١٢ مهرماه ١٤٠٥ / ٤ اکتبر ٢٠٢٦
https://hambastegi.net/

سقوط ریال، افزایش تورم، ادامه بن‌بست در جنگ و تنگه هرمز

در هفته گذشته تناقض سران حکومت در ایران برای خروج از بن بست کنونی به اوج خود رسید. از یک‌سو، در حالیکه تهران و واشنگتن از طریق میانجی‌گری قطر همچنان پیام ردوبدل می‌کردند و حتی پاسخ آمریکا به پیشنهاد هفت‌ روزه ایران به تهران رسید، اما هیچ گام عملی برای پایان جنگ یا بازگشایی عادی تنگه هرمز برداشته نشد. هم‌زمان، آمریکا فشار اقتصادی را از بخش انرژی و کشتیرانی به بخش‌های زمینی اقتصاد ایران گسترش داد، حضور نظامی خود را در منطقه تقویت کرد و رژیم ایران نیز اعلام کرد برای احتمال از سرگیری حملات گسترده‌تر آماده است. در داخل کشور، سقوط ارزش ریال، فشار معیشتی، سرکوب و تهدید و احکام اعدام، و اختلاف بر سر مذاکره با آمریکا، تصویری از وضعیت متناقض حکومت را به نمایش گذاشت.
در روز دوشنبه ۲۸ سپتامبر، مقام‌های آمریکایی و ایرانی به‌طور جداگانه با میانجی‌های قطری وارد گفت‌وگو شدند. موضوع اصلی، نسخه اصلاح‌شده پیشنهاد هفت‌روزه ایران بود، پیشنهادی که عراقچی در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل ارائه کرده بود. بر اساس این طرح، حکومت ایران پیشنهاد کرد که در مقابل رفع محاصره بنادر، پایان خصومت‌ها و آزادسازی بخشی از دارایی‌های مسدودشده، عبور و مرور عادی در هرمز می‌تواند در ظرف ۷ روز را از سر گرفته شود.
اما روز سه‌شنبه ۲۹ سپتامبر، روند اوضاع تغییر یافت. در حالی که قطر اعلام کرد در حال انتقال پیام میان دو طرف است، ترامپ گزارش‌هایی را که حاکی از آمادگی آمریکا برای کاهش تحریم‌ها یا آزادسازی دارایی‌های ایران در برابر امتیازات هسته‌ای بود رد کرد و گفت واشنگتن چیزی به تهران پیشنهاد نداده است. در واقع، حتی درباره اینکه «آیا پیشنهادی روی میز هست یا نه» نیز دو روایت متفاوت بوجود آمد.
روز چهارشنبه وضعیت کمی متفاوت شد. تهران اعلام کرد که پاسخ آمریکا را از طریق میانجی‌های قطری دریافت کرده است. یک مقام ناشناس و آگاه از مذاکرات به رویترز گفت اختلاف اصلی بر سر ترتیب اجرای اقدامات است، نه لزوماً بر سر همه اجزای طرح. به بیان دیگر، هر دو طرف تا حدی می‌دانند چه اقداماتی باید انجام شود، اما بر سر اینکه کدام اقدام باید اول انجام شود اختلاف دارند.
یکی از مهم‌ترین نکات هفته گذشته این بود که واقعیت اقتصادی تنگه هرمز با تصویر سیاسی آن خوانایی نداشت. تنگه هرمز در واقع امر بازتر از هفته‌های گذشته شده، اما از نظر سیاسی هنوز بسته است. رویترز در ۲ اکتبر گزارش داد که عبور محموله‌های LNG از تنگه هرمز در ماه سپتامبر به بالاترین سطح ماهانه از آغاز جنگ رسیده است. بر اساس داده‌های S&P Global Energy، نوزده محموله LNG از تنگه عبور کرده‌اند و Kpler این رقم را ۲۱ محموله اعلام کرده است. تعدادی از کشتی‌ها نیز با خاموش کردن سامانه AIS عبور کرده‌اند. این بدان معنی است مع عبور صورت می‌گیرد اما هنوز امنیت مسیر زیر سوال قرار دارد.
عبور یک نفتکش بسیار بزرگ حامل دو میلیون بشکه نفت خام عراق از هرمز در روز شنبه از نظر سیاسی مهم بود، زیرا نشان می‌داد حتی در شرایط بن‌بست سیاسی، عبور محموله‌های انرژی کاملاً متوقف نشده است. از سوی دیگر، این عبور به معنای عادی شدن هرمز نیست. در روزهای اول هفته، سه نفتکش با پرچم لیبریا در هرمز مورد اصابت پرتابه‌های ناشناس قرار گرفتند و در ۲ اکتبر نیز یک نفتکش در نزدیکی عمان هدف یک پرتابه ناشناس قرار گرفت. در هیچ‌یک از این موارد، مسئولیت حمله در زمان انتشار گزارش‌ها به‌طور قطعی مشخص نشده است. وضعیت فعلی را می‌توان نه انسداد کامل و نه باز بودن کامل هرمز نامید. در عین حال این موضوع برای رژیم ایران یک مشکل اساسی را به همراه دارد. اگر کشورهای دیگر بتوانند حتی با هزینه بالاتر، نفت و LNG (گاز مایع) خود را از هرمز عبور دهند، ارزش این تنگه به‌عنوان اهرم فشار تهران کاهش می‌یابد.
هم‌زمان با ادامه مذاکرات، آمریکا در اول اکتبر تحریم‌های جدیدی علیه بخش خودرو و راه‌آهن ایران اعمال کرد. در فهرست تحریم‌ها شرکت‌های ایران‌خودرو و سایپا و همچنین شرکت راه‌آهن دولتی ایران و چند شرکت حمل‌ونقل ریلی قرار گرفتند. وزارت خزانه‌داری آمریکا گفت دو خودروساز اصلی بیش از ۹۰ درصد بازار خودروی داخلی ایران را در اختیار دارند.
آمریکا عملاً تلاش می‌کند محاصره دریایی را با فشار اقتصادی در داخل کشور تکمیل کند. وقتی صادرات نفت ایران از مسیر دریا محدود شده، تهران بیشتر به مسیرهای زمینی و شبکه حمل‌ونقل داخلی برای جابه‌جایی نفت، مواد شیمیایی و سایر کالاها نیاز پیدا می‌کند. با تحریم این بخش‌ها آمریکا تلاش می‌کند راه‌های جایگزین ایران برای دور زدن فشار دریایی را نیز محدود کند.

سقوط ریال
اما شاید مهم‌تر از هرمز برای حکومت ایران در این هفته، ادامه سقوط ارزش ریال بود. در روز شنبه ۳ اکتبر، در بازار آزاد به حدود ۲.۶۸۸ میلیون ریال در برابر یک دلار رسید، در حالی که روز قبل حدود ۲.۶۳۲ میلیون بود. بانک مرکزی نیز برای حمایت از پول ملی اعلام کرد بانک‌های دولتی تا دو میلیارد دلار ارز عرضه خواهند کرد. رویترز گزارش داد ریال طی یک سال گذشته بیش از نیمی از ارزش خود را از دست داده و تورم نیز بالای ۷۰ درصد قرار دارد.
گزارش‌های بازار ایران در روز شنبه نشان می‌داد که یورو نیز برای نخستین بار از سه میلیون ریال عبور کرده و دلار در بازار آزاد به حدود ۲.۷ میلیون ریال رسیده است. داده‌های رسمی مورد استناد این گزارش‌ها نیز تورم سالانه بسیار بالا را نشان می‌دهد. با کاهش ارزش ریال به همراه تورم، عدم توانایی خرید و تقویت حس بی‌آیندگی در میان عموم مردم، فشار آمریکا در حال ایجاد یک دور باطل برای تهران است: کاهش درآمدهای نفتی، دشواری تجارت، کاهش ارزش ریال، افزایش قیمت کالاها، کاهش قدرت خرید و در نهایت افزایش فشار اجتماعی.
پزشکیان روز شنبه گفت دولت در شرایطی استثنایی قرار دارد و از «جبهه جدید» اقتصادی سخن گفت. او فشار خارجی را بخشی از جنگ اقتصادی علیه ایران دانست و تأکید کرد که دولت با اقدامات خود مانع تحقق اهداف دشمن شده است. حرفهای پزشکیان، جدا از ماهیت لاف و گزاف آن نشان می‌دهد که حکومت خود نیز اکنون اقتصاد را بخشی عمده از میدان جنگ می‌بیند.

تعمیق اختلافات در حکومت برای مذاکره با آمریکا
هم‌زمان با مذاکرات غیرمستقیم، شکاف در میان جناح‌های سیاسی حکومت درباره مذاکره با آمریکا آشکارتر شد. از یک سو،  گروهی از مقام‌ها و نمایندگان مجلس خواستار موضع سخت‌تر شده‌اند. روز ۲۸ سپتامبر اعلام شد که مجلس در حال بررسی طرحی با فوریت بالا برای خروج ایران از پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای، NPT، است. این طرح به بی‌اعتمادی به آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و رافائل گروسی نسبت داده شد.
از سوی دیگر، برخی نمایندگان با این ایده مخالفت کرده‌اند و روز یکشنبه ۴ اکتبر، اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت خارجه، تأکید کرد که ایران تا زمانی که عضو پیمان است به تعهدات خود پایبند خواهد بود، در عین حال گفت موضوع خروج در محافل سیاسی و کارشناسی ایران به‌طور جدی مورد بحث است. این دو موضع نشان می‌دهد که در میان سران و جناحهای حکومت هنوز درباره اینکه چگونه باید از جنگ خارج شد، اجماع کاملی وجود ندارد.
در روز یکشنبه ۴ اکتبر نیز این اختلاف کاملاً علنی شد. یک مقام کمیسیون امنیت ملی مجلس گفت مذاکرات عملاً به مرحله پس از مذاکره رسیده و مسئله جدیدی برای گفت‌وگو وجود ندارد، در حالی که مقام دیگری گفت مذاکرات همچنان ادامه دارد و پاسخ آمریکا در تهران در حال بررسی است. این اختلافات نشان می‌دهد که حتی تعریف «مذاکره» نیز در داخل حکومت ایران یکسان نیست.

اعتراضات اجتماعی
در ۲۸ سپتامبر، دانشجویان دانشگاه علامه طباطبایی تهران تجمعی برگزار کردند و علیه حجاب اجباری، گشت ارشاد و سرکوب سیاسی شعار دادند. در گزارشات منتشر شده بر پایه ویدئوهای دریافتی دانشجویان بر علیه گفتمان سلطنت به عنوان آلترناتیو نیز شعار‌هایی سر داده شد. اعتراضات دانشجویی نشان می‌دهد که مسائل اجتماعی و سیاسی‌ای که پیش از جنگ نیز وجود داشتند، زیر سایه جنگ نه تنها ناپدید نشده‌اند بلکه مبین این واقعیت است که بدون شک برداشته شدن فشار جنگ از روی جامعه به افزایش نا‌آرامی‌های بیشتر خواهد انجامید.
در این هفته همچنین گروه‌های حقوق بشری اعلام کردند که چندین تن از زندانیان سیاسی به بهانه اغتشاشات در دیماه گذشته و جاسوسی برای اسرائیل اعدام شدند. تهدیدهای مقامهای قضایی به همراه اعدامها نشانگر وحشت فزاینده حکومت از اوج گیری اعتراضات اجتماعی است.
همچنین در اواسط این هفته، بلوچستان نیز شاهد درگیری‌های مسلحانه بود. در ۱ اکتبر، منابع محلی از درگیری میان نیروهای امنیتی و افراد مسلح در نزدیکی زاهدان خبر دادند و سپاه بعداً گفت شش نفر از اعضای یک گروه مسلح را کشته است. در روز بعد نیز درباره یک حمله جاده‌ای در منطقه زاهدان گزارش‌های متناقضی منتشر شد؛ منابع محلی از پنج کشته خبر دادند، در حالی که سپاه کشته شدن یک نیروی خود را تأیید کرد.

خروج آمریکا از عراق، پیروزی تهران یا ترتیبات امنیتی جدید در منطقه؟
در ۳۰ سپتامبر آمریکا خروج آخرین نیروهای خود از عراق را تکمیل کرد. حکومت ایران و گروه‌های متحد آن این تحول را یک پیروزی راهبردی تعبیر کردند، زیرا یکی از اهداف دیرینه رژیم ایران همواره کاهش حضور نظامی آمریکا در منطقه بوده است. اما این خروج لزوماً به معنای افزایش قدرت ایران در همه نقاط منطقه نیست.
گزارشات دیگر از ترتیبات امنیتی جدیدی در منطقه حکایت می‌کند. بنا بر گزارش رویترز، کشورهای خلیج فارس در حال برنامه ریزی‌های جدید امنیتی هستند. از نزدیکی بیشتر عربستان و امارات گرفته تا ایده‌های امنیتی دیگر ممکن است همان‌طور که حضور آمریکا را تغییر داده، روابط میان کشورهای عربی و محاسبات امنیتی آنها را نیز دگرگون کند.
از این منظر، خروج آمریکا از عراق یک پیروزی دوپهلو برای ایران است. تهران می‌تواند بگوید یکی از اهداف استراتژیک‌ش محقق شده، اما اگر در مقابل، کشورهای عرب منطقه به سمت یک همکاری امنیتی مستقل‌تر از ایران حرکت کنند، ممکن است در بلند مدت نتیجه دقیقاً مطابق منافع تهران نباشد.
در روزهای پایانی هفته، مسئله یمن نیز اهمیت بیشتری یافت. رویترز در ۲ اکتبر گزارش داد که عربستان سعودی در حال بررسی عملیات نظامی علیه حوثی‌های مورد حمایت ایران برای بازپس‌گیری کنترل مناطق اطراف باب‌المندب است. آمریکا نیز در زمینه اطلاعات نظامی به عربستان کمک می‌کند.
روز یکشنبه ۴ اکتبر، دولت قانونی یمن آغاز یک عملیات بزرگ علیه حوثی‌ها را اعلام کرد. این تحول اگر به جنگی گسترده تبدیل شود، می‌تواند بحران ایران و آمریکا را از یک رویارویی در خلیج فارس به یک مجموعه منازعات به‌هم‌پیوسته در دو آبراه مهم هرمز و باب‌المندب تبدیل کند.
در مجموع، بن بست کنونی در جنگی که علیرغم تضعیف حکومت ایران، تاکنون محصول مشخصی بجز افزایش درد و رنج و وضعیت معیشتی مردم نداشته، همچنان ادامه دارد. علیرغم گزارشات ضد و نقیض و شایعات گوناگون بر احتمال حملات آمریکا به صورت گسترده، واقعیات موجود نشان دهنده آنست که احتمال حمله نظامی زمینی از سوی آمریکا در مقیاس آنچه که در عراق و افغانستان به وقوع پیوست، ناچیز است.