سازمان یا شعار؟
ديدگاه سازمان بدنی است برای ایده، شبکهای است که از افراد پراکنده «ما» میسازد، تجربه انباشته میکند، اختلافات را مدیریت مینماید و ظرفیت مقاومت و تداوم را فراهم میآورد. مطالبه جمهوری، اگر بخواهد از سطح [ادامه]
ديدگاه سازمان بدنی است برای ایده، شبکهای است که از افراد پراکنده «ما» میسازد، تجربه انباشته میکند، اختلافات را مدیریت مینماید و ظرفیت مقاومت و تداوم را فراهم میآورد. مطالبه جمهوری، اگر بخواهد از سطح [ادامه]
ديدگاه تاریخ در نگاهشان حرکتی زنده و رو به دگرگونی نیست، بلکه مسیری است که به نقطهی نهایی رسیده است و باید همانجا متوقف بماند. به همین دلیل زبان سیاست آنها سرشار از واژگانی چون [ادامه]
ديدگاه کریس گودی روزنامهنگار و پژوهشگر نشریه MERIP بود که در سالهای نخست پس از انقلاب ۱۳۵۷، با مشاهده میدانی تحولات کارخانههای ایران، تجربه شوراهای کارگری را ثبت کرد. گزارش او بیش از آنکه تحلیلی [ادامه]
عمیقترین و پُر رنجترین نشانه درعمق فاجعه دی ماه ۱۴۰۴ نه درشمارش بدنها و تلمبارشدن جانها دریخچالها وسردخانهها وارائهی آمار، نه خودِ گُورهای جمعی و فردی بلکه درمعنای سکوتی است که تمامیت جامعه ما را [ادامه]
غیاب این مداخلهی سازمانیافته و گفتمانی باعث شد خشم اجتماعی در سطح نفی خام و واکنشی باقی بماند و نتواند به آگاهی سیاسی پایدار تبدیل شود. در چنین وضعیتی، انرژی رادیکال خیزش، بهجای آنکه در [ادامه]
رژیم گمان میکند با مثله کردن اجساد یا ربودن آنها، ردِ جنایت را پاک کرده است، اما واقعیت این است که این زنان، حتی در غیابِ کالبدشان، لرزه بر ارکان قدرت میاندازند. هر مزارِ پنهانی [ادامه]
ديدگاه در یک جمعبندی می توان اذعان کرد که عصیان بزرگ جاری مشروعیت نظم موجود را نابود کرده اما هنوز ابزار گذار را به طور کامل نساخته است. شاید تنها آلترناتیوی که علیرغم حجم سرکوب [ادامه]
حکومت اسلامی این اعتراضات مسالمتآمیز را هر بار با خشونت و قساوت و شناعت سرکوب میکرد و جوانان رشید و عاصی این مملکت را در خیابانها به رگبار گلوله میبست، اسید به روی زنها و [ادامه]
اعدام هزاران زندانی سیاسی در دههٔ ۶۰ نیز نتوانست مانع تداوم حقخواهی و مطالبات آزادیخواهانه و برابریطلبانهٔ مردم شود. کشتار جمعی و اعدامهای امروز نیز در جامعهای بهمراتب گستردهتر، آگاهتر، و متکثرتر نهتنها قادر به [ادامه]
حسن حسام دراین کشتارگاه پیرانه–سر در سماجتِ تبعید در غربتی نفسگیر در دیارِ غریب سرشک می بارم با دردی در جان سینه پراز کینه، برقامت سراپا خونینت خیره مانده ام [ادامه]
Copyright © 2022 | efiran.org