ديدگاه
من به عنوان یک کورد، هرگز مخالف ایستادن در برابر ظلم و شرکت در نبرد برای رهایی نیستم؛ شجاعتِ ما شناسنامهی ماست. اما نگرانیِ عمیق من، که ریشه در واقعیتهای تلخِ تاریخی دارد، اینجاست: چرا همیشه خونِ ما میدانها را پاک میکند، اما امضای دیگران پای قراردادهای صلح مینشیند؟
کانی کرمپور
کوردها؛ فاتحان میدان نبرد، پیادهنظامِ جنگ و غریبههای سفرهی صلح
سخن از کوردها، سخن از ملتی نیست که تصادفاً در جغرافیای جنگ قرار گرفته باشد؛ سخن از ریشهدارترین جنگاوران خاورمیانه است که کوهها تنها شاهدانِ وفادارِ حماسههایشان بودهاند. از نبردهای پارتیزانی در صخرههای سختِ زاگرس تا ایستادگیِ خیرهکنندهی دختران و پسرانشان در برابر مخوفترین ماشین ترور قرن یعنی داعش، تاریخ همواره در برابر ارادهی این ملت سر تعظیم فرود آورده است. زمانی که ارتشهای مجهز و کلاسیکِ منطقه در برابر هجوم سیاهی گریختند، این کوردها بودند که در «کوبانی» با دستخالی و سینهای ستبر، افسانهی شکستناپذیریِ افراطگری را زیر پا له کردند.
تاریخ مبارزاتی ما لبریز از جزییاتی است که لرزه بر اندام هر متجاوزی میاندازد؛ از قیامهای شیخ سعید و بارزانیها گرفته تا مقاومتِ حماسی در روژاوا و مبارزاتِ مستمر در روژهلات. ما مردمی هستیم که جنگاوری در خونمان جاری است و هرگز از مرگ نهراسیدهایم. اما همین شجاعتِ بیمانند، شمشیری دو لبه شده است.
قدرتهای جهانی، بهویژه آمریکا، با شناختِ دقیق از این روحیه، کوردها را همواره به عنوان «بهترین پیادهنظامِ روی زمین» انتخاب کردهاند. آنها میدانند کوردها برای خاک و هویتشان چنان میجنگند که هیچ سربازِ مزدوری توانِ برابری با آنها را ندارد.
تاریخ به ما ثابت کرده که در منطقِ رئالپولیتیک، جان انسانها و هویت یک ملت، تنها کارتهایی برای بازی در شطرنج قدرت هستند.
من به عنوان یک کورد، هرگز مخالف ایستادن در برابر ظلم و شرکت در نبرد برای رهایی نیستم؛ شجاعتِ ما شناسنامهی ماست. اما نگرانیِ عمیق من، که ریشه در واقعیتهای تلخِ تاریخی دارد، اینجاست: چرا همیشه خونِ ما میدانها را پاک میکند، اما امضای دیگران پای قراردادهای صلح مینشیند؟ چرا در عراق، پس از آن همه نسلکشی، با وجود دههها مبارزه، حقوق اولیهی ما و حتی دستمزد ماهانهی کارمندانمان، همچنان گروگانِ بازیهای سیاسی حکومت مرکزی است. هنوز باید برای بودجهی اولیهی زندگی به بغداد التماس کرد؟
ما بارها ثابت کردهایم که در خط مقدم مبارزه با فاشیسم و تروریسم ایستادهایم. زمانی که جهان از هیولای داعش میلرزید، این فرزندان کورد در روژاوا و اقلیم بودند که با کمترین امکانات، بزرگترین پیروزیها را رقم زدند. اما چه شد؟ در روژاوا، پس از آن همه فداکاری، امروز شاهد آن هستیم که مهرههایی با سوابق افراطگری (مانند جولانی) بر کرسی قدرت تکیه میزنند و کوردها همچنان در بلاتکلیفی و تهدید رها شدهاند.
امروز که دوباره طبل جنگ در مرزهای ایران به صدا درآمده و وعدههای پر زرقوبرقِ حمایت به گوش میرسد، ترسِ من از تکرارِ یک «خیانتِ سیستماتیک» است. ما نگرانیم که باز هم از قدرتِ رزمیِ بینظیرِ احزاب و جوانان کورد برای فروپاشیِ یک ساختار استفاده شود و سپس، وقتی غبارِ جنگ نشست، کوردستان را به ویرانهای بدل شده رها کنند تا با قدرتهای جدید بر سرِ جنازهی آزادی معامله کنند. سیاستِ کثیفِ بینالملل همواره از ما قهرمانِ جنگ ساخته تا مجبور نباشد ما را به عنوان شهروندِ یک کشورِ مستقل یا خودگردان بپذیرد.
وقتی پای منافع ابرقدرتها وسط میآید، حتی «اتحاد» هم ممکن است زیر فشار دلارهای نفتی یا تهدیدهای نظامی ترک بخورد. سیاستمداران بزرگ مثل ترامپ یا دیگران، دنیا را شبیه به یک «تخته معامله» میبینند. برای آنها، آرمانِ یک ملت برای داشتن هویت و سرزمین، فقط یک «کارت بازی» است که وقتی به هدفشان رسیدند، آن را روی میز میاندازند و میروند.
اگر قرار است دوباره در میدان نبرد حاضر شویم، این بار نباید به عنوان پیادهنظامِ بدونِ تضمین باشد. ما نمیخواهیم فرزندانمان میدانهای مین را برای کسانی پاک کنند که فردا حتی نام ما را در نقشههایشان برسمیت نمیشناسند. عدالت را قربانیِ معاملاتِ لحظهای نکنید. ملت کورد حق دارد صاحب خانهای باشد، نه اینکه دوباره در بنبستِ جغرافیایی و سیاسیِ ابرقدرتها گرفتار شود. تاریخِ ما پر از پیروزیهای نظامی و شکستهای سیاسی است؛ خونِ ما صرفاً ضامنِ امنیتِ ابرقدرتها و به قدرت رسیدنِ چهرههای مشکوکِ جدید نخواهد بود.
نگرانی ما فراتر از یک تحلیل سیاسی است؛ این فریادِ ملتی است به دنبال حقی است که دهههاست در راهروهای کثیفِ سیاست جهانی قربانی میشود.