ولی فقیه، سپاه پاسداران و مجموعه حکومت ایران رسما مردم ایران را که در بدترین شرایط ممکن زندگی میکنند، به گروگان گرفتهاند و نه تنها کوچکترین اهمیتی به وضعیت مردم نمیدهند بلکه تنها با ابزار سرکوب و اعدام در پی جلوگیری از شورش و قیامهای خودجوش مردمی هستند
برگرفته از تارنمای ائتلاف سياسی “همبستگی فراگير برای آزادی و برابری در ايران”
“يادداشت هفته” يکشنبه ٢٥ مردادماه ١٤٠٥ / ١٦ اگوست ٢٠٢٦
/https://hambastegi.net
مردم ایران گروگانِ حکومتِ ایران و آچمز در مسابقه استقامت میان طرفینِ جنگ
آتش بسی که در ماه ژوئن به مدت ۶۰ روز میان آمریکا و حکومت ایران برقرار شد و دو بار در طول این مدت با حمله به یکدیگر و کشورهای منطقه شکسته شد، قرار است در روز دوشنبه ۲۶ مرداد به اتمام برسد. علیرغم ادعاهای طرفین جنگ، آنچه که تاکنون به اثبات رسیده، ناتوانی آمریکا در وادار کردن رژیمِ تروریستِ ایران به پذیرش خواستههای واشنگتن از طریق حملات هوایی و موشکی بوده است. علیرغم موشک و پهپادپرانیهای حکومت ایران و تهدیدهای قبلی رئیس جمهور آمریکا، آنچه که از ترامپ و تیم مذاکره کنندهاش در هفته گذشته در مطبوعات و رسانهها منتشر شده، سیاستِ در پیش گرفتن تشدید فشارهای اقتصادی در مقابل حملات نظامی است.
برخی از مفاد یادداشت تفاهمنامهای که در ماه ژوئن به امضای دو طرف رسیده بود، مانند آزاد شدن پولهای بلوکه شده، تضمین فروش نفت و حتی به تعویق افتادن مذاکرات درباره برنامه هستهای، در همان زمان بشدت مورد نیاز حکومت ایران بود اما ولی فقیه و سپاه تصمیم گرفتند برای گرفتن امتیازهای بیشتر به بهانه رعایت نشدن مادهای در تفاهمنامه که مدیریت تنگه هرمز را به ایران میداد، میز را بر هم بزنند. اکنون، حکومت ایران پیش از پذیرفتن گشایش تنگه هرمز، خواستار انجام تعهدات ذکر شده در تفاهمنامه ژوئن توسط آمریکا هستند. از سوی دیگر آمریکا میگوید که قبل از اجرای هرگونه توافقی، مقدمتا ایران باید تنگه هرمز را باز کنند.
مقامات حکومت ایران سیاست جدید اعلام شده توسط ترامپ و وزیر خزانهداری کابینه او مبنی بر اعمالِ فشارهای هر چه بیشتر اقتصادی از طریق تحریمها را سیاستی شکست خورده اعلام کردند که در طی چند دهه اخیر کارایی نداشته است. البته تاثیر تفاوتی که مقامات رژیم ایران در این دور از فشارهای اقتصادی به آن اذعان نمیکنند، محاصره دریایی در خلیج فارس است که خود را در همین مدت کوتاه به عنوان یک ابزار موثر، به اثبات رسانده است.
بیهوده نبود که در هفته گذشته محمد مخبر، نماینده مجتبی خامنهای، در توییتر نوشت، «راهبرد قطعی رهبری در صورت تحقق نیافتن شرایط ایران، تهاجمی شدن جنگ است و این راهبرد معادلات قدرت را در جهان دگرگون میکند». اعلام این موضع از سوی ولی فقیه جدید دقیقا نشان دهنده کارایی محاصره دریایی و فشار اقتصادی بر حکومت ایران است که برای وارد کردن اجناس گوناگون از طُرق زمینی متحمل هزینههای سرسام آور میشوند. کاهش ارزش ریال، افزایش تورم و عدم توانایی در فروش و صدور نفت، شاخصهایی هستند که هر ناظر سیاسی بر آنها اشراف دارد. پیام صریح مجتبی خامنهای اینست: در صورت ادامه محاصره دریایی، سپاهِ تروریستیاش برای اعمال فشار بر بازار نفت و اقتصاد جهانی، جنگ را به کشورهای منطقه خواهد کشاند.
بالا رفتن قیمت نفت در بازارهای جهانی و افزایش قیمت سوخت در اروپا و آمریکا و متعاقبا افزایش تورم در کشورهای غربی و شرق دور این دلگرمی را به رژیم ایران میدهد که میتواند از ابزار تنگه برای فشار به اقتصاد جهانی استفاده کند. هیچیک از دو طرف مایل به نهایی کردن معامله نیستند چرا که بر روی استیصال طرف مقابل در این مسابقه استقامت شرط بندی میکنند. در تنگاتنگ آچمز کنونی آنچه که از دو طرف به گوش میرسد اظهارات غیرمعمول و رجزخوانیهای سیاسی برای مرعوب کردن طرف مقابل و قدرت نمایی است. عباس عراقچی درباره پایان آتش بس ۶۰ روزه گفت، ما آتش بسی نداشتیم که الان بخواهیم آن را تمدید کنیم و ترامپ در جریان سخنرانی روز جمعه در شهر نیویورک گفت که بزودی تنگه هرمز را به عنوان قلمرو ایالات متحده اعلام خواهد کرد. کاظم غریب آبادی، معاون وزیر خارجه رژیم ایران بلافاصله از این گفته ترامپ ادعا کرد، واقعیت را بپذیرید که تاکنون متحمل شکست عمده استراتژیک شدهاید. این تنگه فقط به فرمان ایران بسته و باز خواهد شد. کاخ سفید در پاسخ به خبرنگاران در روز یکشنبه اعلام کرد که رئیس جمهور آمریکا در این مورد شوخی کرده است.
در همین حال در روز شنبه ۲۴ مرداد، وزارت خارجه امارات متحده عربی حکومت ایران را بخاطر حمله به نفتکش متعلق به این کشور محکوم کرد. از سوی دیگر، رژیم ایران ادعا کرده است که قطر سه خلبان ایرانی را به اسارت خود درآورده است، ادعایی که قویا از سوی قطر مردود اعلام شد. وزارت خارجه قطر در مقابل گفت که تنها جنازه یک خلبان ایرانی را در اختیار دارد و این موضوع را بارها با مقامات تهران در جریان گذاشته اما ایران اقدامی در جهت انتقال جنازه مذکور انجام نداده است.
آنچه که اساسا در این میان سخنی از آن به میان نمیآید، وضعیت اسفبار مردم ایران، وضعیت معیشتی و اقتصادی ناگوار آنان است. ولی فقیه، سپاه پاسداران و مجموعه حکومت ایران رسما مردم ایران را که در بدترین شرایط ممکن زندگی میکنند، به گروگان گرفتهاند و نه تنها کوچکترین اهمیتی به وضعیت مردم نمیدهند بلکه تنها با ابزار سرکوب و اعدام در پی جلوگیری از شورش و قیامهای خودجوش مردمی هستند. در خلاء وجود یک اپوزیسیون مطرح که بتواند در اوضاع کنونی نقش بازی کند، نگاه مردم به مسابقه استقامت میان طرفین جنگ خیره شده تا سرنوشت فردای خود را در میان رجزخوانیها حدس بزند.