باید با صراحت و محکمی هرچه پرتوانتر به همگان توضیح داد که یک انقلاب مردمی و تودهای، چگونه با اقدام مسلحانه و با تهاجم به ماشین دولت بورژوازی و حتی با شعار سراسری و همهگیر آحاد جامعه: «زیر بار ستم نمیکینم زندگی، جان فدا میکنیم درره آزادگی» اینگونه به رژیم بردگی، قرون وسطایی، عصر شترچرانی، شلاق و سنگسار، حجاب اجباری و به نوعی بندگی مطلق انسان در برابرنمایندگان خدا و حکومت صاحب زمان در روی زمین انجامید، از بد عهدی ما نبود، بلکه از ماهیت نظامی بود که تودهی برآمده از انقلاب براو باور داشت؛ باوری که در دل چند دهه حاکمیت سیاه اسلامی، امروز فرو ریخته است، باید پذیرفت که این ناهمسانی آشکار و پیامد ناگزیر آن در زهدان انقلاب ایران شکل گرفت.
چهل و پنجمین سال انقلاب بهمن ۱۳۵۷
جامعه را به سمتی کشاندند که «مردم ایران، مرگ را نفس میکشند»!
نسرین آزاد، پزشک و از زندانیان سیاسی دوران شاه است. او در گفتوگو با زمانه روایت بازداشت، زندان و شکنجههای خود را در ساواک بازگو کرده است. او میگوید تنها به دلیل کشف دو مقاله [ادامه]
ادامهی قرارداد با ریسک بالا و بدهیهای پرداختنشدهی “سازمان تأمین اجتماعی” به او، برای شرکت “آتیهساز” صرفهی اقتصادی ندارد. این شرکت ترجیح میدهد آتیه و سود خود را محفوظ بدارد، حتی اگر میلیونها بازنشسته بیپوشش [ادامه]
شوربختانه، با کشته شدن سرنشینان هواپیمای اوکراینی، ١٧٦ نفر دیگر به لیست قربانیان رژیم اضافه شد. مسئول اصلی مرگ این انسانهای بیگناه، کلیت نظام سرکوبگر ایران می باشد ویکی ازنتایج سیاست سلطه گری ، ماجراجویی، مداخله [ادامه]