متن پیش رو بازنگری اجمالی فرایند شکلگیری گرایش یا گرایشهایی ظاهراً مارکسیستی است که دستکم یک دهه پیش از مرگ مارکس، خود را از مبانی نظری او جدا کردند؛ فرایندی که نهایتاً در نقطهی اوج خود در ۱۹۱۴ با سقوط کامل مارکسیسم رسمی توأم شد. مخالفت با «نقد برنامهی گوتا» (۱۸۷۵)، نقطهی عطف آن چرخش مرگبار است، اما نطفههای آن در اوت ۱۸۶۹، زمان تأسیس «حزب سوسیالدموکراتیک کارگران» آلمان یا «آیزناخیها» بسته شده بود. ویلهلم لیبکنشت (۱۹۰۰-۱۸۲۶) و آگوست ببل (۱۹۱۳-۱۸۴۰) جزو بنیانگذاران اصلی آن حزب بودند. برحسب ظاهر، علت وجودی این حزب، اختلافنظر با و انشعاب از «سازمان عمومی کارگران آلمان» بود که به رهبری فردیناند لاسال در ماه مه ۱۸۶۳ تأسیس شده بود.
علاوه بر فعالیتهای دانشگاهی، بهروز به کارهای مهم دیگری نیز در عرصهی فرهنگی میپرداخت، ازجمله با علاقه و نزدیکی که با اردشیر محصص، کاریکاتوریستِ بزرگ ایران داشت، بهعنوان یکی از اعضای هیئت امنای بنیاد اردشیر [ادامه]
ناسیونالیسمِ بدون ملت : اصلاحات رضاشاه، قیام مصدق، 1300-1332 نوشته کامران متین / ترجمهی هیمن رحیمی نسخه پی دی اف برگرفته از سايت : نقد اقتصاد سياسی مقدمهی مترجم: متن پیش رو ترجمهی فصل چهارم کتاب بازآفرینی [ادامه]
ديدگاه از : Sozialismus.de برگردن ناهید جعفرپور پایان نظم جهانی بازار آزاد تجاری در بعد گسترده ای در اروپا و همزمان در آمریکای شمالی، جنبش ها و احزاب دست راستی موفق شدند آراء قابل توجه [ادامه]