باید با صراحت و محکمی هرچه پرتوانتر به همگان توضیح داد که یک انقلاب مردمی و تودهای، چگونه با اقدام مسلحانه و با تهاجم به ماشین دولت بورژوازی و حتی با شعار سراسری و همهگیر آحاد جامعه: «زیر بار ستم نمیکینم زندگی، جان فدا میکنیم درره آزادگی» اینگونه به رژیم بردگی، قرون وسطایی، عصر شترچرانی، شلاق و سنگسار، حجاب اجباری و به نوعی بندگی مطلق انسان در برابرنمایندگان خدا و حکومت صاحب زمان در روی زمین انجامید، از بد عهدی ما نبود، بلکه از ماهیت نظامی بود که تودهی برآمده از انقلاب براو باور داشت؛ باوری که در دل چند دهه حاکمیت سیاه اسلامی، امروز فرو ریخته است، باید پذیرفت که این ناهمسانی آشکار و پیامد ناگزیر آن در زهدان انقلاب ایران شکل گرفت.
چهل و پنجمین سال انقلاب بهمن ۱۳۵۷
جامعه را به سمتی کشاندند که «مردم ایران، مرگ را نفس میکشند»!
ما بر این باوریم که در شرائط حساس کنونی نیروهائی که برای آزادی، جدائی دین و دولت، استقرار دموکراسی، حفظ استقلال و صلح و همزیستی مبارزه میکنند، باید تلاشهای خود را برای سامان دادن به [ادامه]
ديدگاه شواهد، از سخنان خامنهای تا تهدیدهای سپاه، حکایت از کشاندن کشور به سوی جنگی تازه دارد؛ جنگی که پیامدی جز ویرانی و فشار مضاعف بر زندگی مردم نخواهد داشت. امیرجواهری لنگرودیa.javaher99@gmail.com «مکانیسم ماشهی اروپایی، [ادامه]
امروز هر آزادیخواه و برابریطلبی در پهنه رودرروییها با فریاد میگوید: تا شبح آبان بدین وسعت است، آبان ادامه دارد و مردم را سر تسلیم نیست؛ چرا که مردم جامعه ما دریافتهاند و به حاکمیت [ادامه]