فرانسه؛ اعتراضات خیابانی، بحران اجتماعی و موقعیت دولت

ديدگاه

چپ فرانسه در این شرایط با مسئولیتی مهم روبه‌روست. این نیروها باید ضمن دفاع از مطالبات مشروع کارگران، جوانان و اقشار آسیب‌پذیر، برنامه‌ای روشن برای کاهش نابرابری، بهبود شرایط زندگی و تقویت خدمات عمومی ارائه دهند. صرف مخالفت با دولت یا محکوم‌کردن برخوردهای پلیسی کافی نیست؛ چپ باید نشان دهد که چگونه می‌توان تغییرات اجتماعی را از مسیر دموکراتیک، سازمان‌یافته و همراه با حفظ حقوق شهروندان پیش برد.

سیروان هدایت‌وزیری

فرانسه؛ اعتراضات خیابانی، بحران اجتماعی و موقعیت دولت

اعتراضات خیابانی در فرانسه را نمی‌توان صرفاً به درگیری‌های خیابانی، غارت فروشگاه‌ها و تخریب اموال عمومی و خصوصی تقلیل داد. برای درک این تحولات، باید به ریشه‌های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی آن‌ها توجه کرد. افزایش هزینه‌های زندگی، فشار اقتصادی بر اقشار کم‌درآمد، نارضایتی جوانان و کاهش اعتماد بخش مهمی از جامعه به نهادهای سیاسی، از جمله عواملی هستند که زمینه اعتراضات را فراهم می‌کنند.
از این منظر، آنچه در فرانسه جریان دارد، بازتاب بخشی از تناقض‌های جامعه‌ای است که در آن، با وجود برخورداری از نهادهای دموکراتیک، نابرابری اقتصادی و احساس محرومیت اجتماعی همچنان وجود دارد. هنگامی که مردم احساس می‌کنند تصمیم‌های دولت با واقعیت زندگی روزمره آن‌ها فاصله دارد و امکان تأثیرگذاری مؤثر بر سیاست‌های عمومی محدود است، نارضایتی می‌تواند از اعتراض صنفی و اقتصادی فراتر رود و به بحرانی سیاسی تبدیل شود.
دولت در چنین شرایطی وظیفه دارد امنیت عمومی را حفظ کند و مانع خشونت، غارت و تخریب شود. بااین‌حال، اگر واکنش آن عمدتاً بر برخورد پلیسی، محدودکردن تجمعات و متهم‌کردن مخالفان سیاسی متمرکز باشد، بدون آنکه به ریشه‌های نارضایتی پاسخ دهد، احتمال تشدید شکاف میان جامعه و حکومت افزایش می‌یابد. حفظ نظم عمومی ضروری است، اما نمی‌تواند جایگزین گفت‌وگو و سیاست‌گذاری اجتماعی شود.
از سوی دیگر، نمی‌توان هرگونه تخریب و خشونت را به نام اعتراض اجتماعی توجیه کرد. غارت فروشگاه‌ها و تخریب اموال عمومی و خصوصی ممکن است بیش از همه به شهروندان عادی و اقشار کم‌درآمد آسیب برساند. افزون بر این، چنین رفتارهایی می‌تواند حمایت عمومی از اعتراضات را کاهش دهد و زمینه را برای گسترش سیاست‌های سخت‌گیرانه و تقویت راست افراطی فراهم کند.
از منظر منِ سوسیالیست، مسئله اساسی دفاع هم‌زمان از عدالت اجتماعی و آزادی‌های سیاسی است. حق اعتراض، اعتصاب و تجمع مسالمت‌آمیز باید تضمین شود؛ درعین‌حال، خشونت علیه شهروندان و تخریب اموال را نمی‌توان جایگزین مبارزه سیاسی و اجتماعی کرد. همچنین، هرگونه تخلف پلیس باید به‌صورت مستقل و بی‌طرفانه بررسی شود.
چپ فرانسه در این شرایط با مسئولیتی مهم روبه‌روست. این نیروها باید ضمن دفاع از مطالبات مشروع کارگران، جوانان و اقشار آسیب‌پذیر، برنامه‌ای روشن برای کاهش نابرابری، بهبود شرایط زندگی و تقویت خدمات عمومی ارائه دهند. صرف مخالفت با دولت یا محکوم‌کردن برخوردهای پلیسی کافی نیست؛ چپ باید نشان دهد که چگونه می‌توان تغییرات اجتماعی را از مسیر دموکراتیک، سازمان‌یافته و همراه با حفظ حقوق شهروندان پیش برد.
در همین حال، راست افراطی می‌تواند از نگرانی عمومی نسبت به ناامنی و خشونت بهره‌برداری کند و محدودیت‌های بیشتر و برخوردهای سخت‌گیرانه‌تر را تنها راه‌حل معرفی کند. مقابله با این گرایش مستلزم آن است که نیروهای دموکراتیک، ضمن دفاع از امنیت عمومی، بر ریشه‌های اقتصادی و اجتماعی بحران نیز تأکید کنند.
در نهایت، مسئله فرانسه فقط چگونگی کنترل خیابان نیست، بلکه چگونگی بازسازی اعتماد اجتماعی و سیاسی است. آرام‌کردن خیابان‌ها، بدون توجه به نابرابری و نارضایتی عمومی، ممکن است تنها به مهار موقت بحران منجر شود. راه‌حل پایدار در ایجاد توازن میان آزادی‌های دموکراتیک، عدالت اجتماعی و امنیت شهروندان نهفته است. آزمون واقعی دولت و نیروهای سیاسی فرانسه این است که آیا می‌توانند از چرخه اعتراض، سرکوب و تشدید نارضایتی عبور کنند و زمینه یک همزیستی دموکراتیک و عادلانه‌تر را فراهم سازند یا نه.